درمورد کتاب قرآن

قرآن
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجوقرآن

نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)
مشخصات
عنوان: کتاب آسمانی دین اسلاملقبها: قرآن کریم، قرآن مجیدنام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …تعداد جزوها : ۳۰ جزءتعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سورهتعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیهقرآن
متن[نمایش]
محتوا[نمایش]
مطالعه[نمایش]
ترجمه قرآن[نمایش]
تاریخ قرآن[نمایش]
تفسیر قرآن[نمایش]
مرتبط[نمایش]رده:قرآن درگاه:اسلام ویکی‌کتابنبو
قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]
محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]
مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)
به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]
قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]
 محتویات۱ریشه یابی واژه قرآن۲نام‌های قرآن۳قرآن خاتم کتب آسمانی۴ساختار۴.۱سوره۴.۲آیه۴.۳کلمه۴.۴دیگر تقسیم‌بندی‌ها۵سبک۶تاریخ قرآن۶.۱دوران محمد۶.۲دوران ابوبکر۶.۳دوران عثمان۶.۴اصلاحات پس از آن۶.۵صحت تاریخی۷علوم قرآنی۷.۱قرائت قرآن۷.۱.۱قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه۷.۲اعجاز قرآن۷.۲.۱مبارزه‌طلبی۸دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن۸.۱مسلمانان۸.۲ناباوران۹موضوعات قرآنی۹.۱محتوای آیات اولیه قرآن۹.۲قرآن و جهاد۱۰جستارهای وابسته۱۱گالری تصاویر۱۲پانویس۱۳منابع۱۴پیوند به بیرونریشه یابی واژه قرآن
واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]نام‌های قرآن
به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]قرآن خاتم کتب آسمانی
قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]
عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.
همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]
مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.
قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]
آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]
و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]ساختاربخشی از مجموعه مقاله‌های:اسلاماصولتوحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدلفروعنماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبریمنابع اسلامیقرآن عقل سنت (حدیث)شخصیت‌هامحمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمدمذاهبتسنن تشیع تصوفعلومحدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفانتاریخامویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمانجغرافیامکه مدینه بیت‌المقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)لباس‌های اسلامیحجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادرموضوعات مرتبطنسخ در اسلام نقد اسلام محمد قرآن اسلام و دیگر ادیان اسلام‌گرایی اسلام و خشونت اسلام‌هراسی فهرست اصطلاحات اسلام فرهنگ جامعه
درگاه اسلامنبو
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.سوره
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.آیه
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.کلمه
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]دیگر تقسیم‌بندی‌ها
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]سبک
سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]تاریخ قرآندوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]دوران ابوبکر
در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.»∗ قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.
در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]
نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]اصلاحات پس از آن
نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]صحت تاریخی
نوشتار اصلی: صحت تاریخی قرآن

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)
حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]
دیدگاه مورخان غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمریاین آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.
مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]علوم قرآنی
نوشتار اصلی: علوم قرآنیقرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
نوشتار‌های اصلی: قرائت و قاریان هفتگانه
قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]
این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]اعجاز قرآن
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.
مبارزه‌طلبی
مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»∗ در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند»∗ گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]
مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن
نوشتار اصلی: نقد قرآن
برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»∗
[نیازمند منبع]
باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]ناباوران
دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]
مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.موضوعات قرآنیمحتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان
بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]
موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]قرآن و جهاد
قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]جستارهای وابسته

درمورد کتاب قرآن

قرآن
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجوقرآن

نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)
مشخصات
عنوان: کتاب آسمانی دین اسلاملقبها: قرآن کریم، قرآن مجیدنام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …تعداد جزوها : ۳۰ جزءتعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سورهتعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیهقرآن
متن[نمایش]
محتوا[نمایش]
مطالعه[نمایش]
ترجمه قرآن[نمایش]
تاریخ قرآن[نمایش]
تفسیر قرآن[نمایش]
مرتبط[نمایش]رده:قرآن درگاه:اسلام ویکی‌کتابنبو
قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]
محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]
مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)
به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]
قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]
 محتویات۱ریشه یابی واژه قرآن۲نام‌های قرآن۳قرآن خاتم کتب آسمانی۴ساختار۴.۱سوره۴.۲آیه۴.۳کلمه۴.۴دیگر تقسیم‌بندی‌ها۵سبک۶تاریخ قرآن۶.۱دوران محمد۶.۲دوران ابوبکر۶.۳دوران عثمان۶.۴اصلاحات پس از آن۶.۵صحت تاریخی۷علوم قرآنی۷.۱قرائت قرآن۷.۱.۱قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه۷.۲اعجاز قرآن۷.۲.۱مبارزه‌طلبی۸دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن۸.۱مسلمانان۸.۲ناباوران۹موضوعات قرآنی۹.۱محتوای آیات اولیه قرآن۹.۲قرآن و جهاد۱۰جستارهای وابسته۱۱گالری تصاویر۱۲پانویس۱۳منابع۱۴پیوند به بیرونریشه یابی واژه قرآن
واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]نام‌های قرآن
به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]قرآن خاتم کتب آسمانی
قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]
عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.
همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]
مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.
قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]
آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]
و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]ساختاربخشی از مجموعه مقاله‌های:اسلاماصولتوحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدلفروعنماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبریمنابع اسلامیقرآن عقل سنت (حدیث)شخصیت‌هامحمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمدمذاهبتسنن تشیع تصوفعلومحدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفانتاریخامویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمانجغرافیامکه مدینه بیت‌المقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)لباس‌های اسلامیحجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادرموضوعات مرتبطنسخ در اسلام نقد اسلام محمد قرآن اسلام و دیگر ادیان اسلام‌گرایی اسلام و خشونت اسلام‌هراسی فهرست اصطلاحات اسلام فرهنگ جامعه
درگاه اسلامنبو
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.سوره
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.آیه
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.کلمه
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]دیگر تقسیم‌بندی‌ها
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]سبک
سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]تاریخ قرآندوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]دوران ابوبکر
در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.»∗ قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.
در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]
نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]اصلاحات پس از آن
نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]صحت تاریخی
نوشتار اصلی: صحت تاریخی قرآن

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)
حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]
دیدگاه مورخان غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمریاین آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.
مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]علوم قرآنی
نوشتار اصلی: علوم قرآنیقرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
نوشتار‌های اصلی: قرائت و قاریان هفتگانه
قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]
این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]اعجاز قرآن
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.
مبارزه‌طلبی
مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»∗ در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند»∗ گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]
مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن
نوشتار اصلی: نقد قرآن
برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»∗
[نیازمند منبع]
باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]ناباوران
دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]
مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.موضوعات قرآنیمحتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان
بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]
موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]قرآن و جهاد
قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]جستارهای وابسته

درمورد کتاب قرآن

قرآن
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجوقرآن

نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)
مشخصات
عنوان: کتاب آسمانی دین اسلاملقبها: قرآن کریم، قرآن مجیدنام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …تعداد جزوها : ۳۰ جزءتعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سورهتعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیهقرآن
متن[نمایش]
محتوا[نمایش]
مطالعه[نمایش]
ترجمه قرآن[نمایش]
تاریخ قرآن[نمایش]
تفسیر قرآن[نمایش]
مرتبط[نمایش]رده:قرآن درگاه:اسلام ویکی‌کتابنبو
قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]
محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]
مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)
به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]
قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]
 محتویات۱ریشه یابی واژه قرآن۲نام‌های قرآن۳قرآن خاتم کتب آسمانی۴ساختار۴.۱سوره۴.۲آیه۴.۳کلمه۴.۴دیگر تقسیم‌بندی‌ها۵سبک۶تاریخ قرآن۶.۱دوران محمد۶.۲دوران ابوبکر۶.۳دوران عثمان۶.۴اصلاحات پس از آن۶.۵صحت تاریخی۷علوم قرآنی۷.۱قرائت قرآن۷.۱.۱قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه۷.۲اعجاز قرآن۷.۲.۱مبارزه‌طلبی۸دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن۸.۱مسلمانان۸.۲ناباوران۹موضوعات قرآنی۹.۱محتوای آیات اولیه قرآن۹.۲قرآن و جهاد۱۰جستارهای وابسته۱۱گالری تصاویر۱۲پانویس۱۳منابع۱۴پیوند به بیرونریشه یابی واژه قرآن
واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]نام‌های قرآن
به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]قرآن خاتم کتب آسمانی
قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]
عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.
همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]
مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.
قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]
آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]
و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]ساختاربخشی از مجموعه مقاله‌های:اسلاماصولتوحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدلفروعنماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبریمنابع اسلامیقرآن عقل سنت (حدیث)شخصیت‌هامحمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمدمذاهبتسنن تشیع تصوفعلومحدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفانتاریخامویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمانجغرافیامکه مدینه بیت‌المقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)لباس‌های اسلامیحجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادرموضوعات مرتبطنسخ در اسلام نقد اسلام محمد قرآن اسلام و دیگر ادیان اسلام‌گرایی اسلام و خشونت اسلام‌هراسی فهرست اصطلاحات اسلام فرهنگ جامعه
درگاه اسلامنبو
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.سوره
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.آیه
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.کلمه
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]دیگر تقسیم‌بندی‌ها
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]سبک
سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]تاریخ قرآندوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]دوران ابوبکر
در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.»∗ قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.
در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]
نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]اصلاحات پس از آن
نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]صحت تاریخی
نوشتار اصلی: صحت تاریخی قرآن

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)
حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]
دیدگاه مورخان غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمریاین آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.
مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]علوم قرآنی
نوشتار اصلی: علوم قرآنیقرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
نوشتار‌های اصلی: قرائت و قاریان هفتگانه
قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]
این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]اعجاز قرآن
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.
مبارزه‌طلبی
مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»∗ در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند»∗ گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]
مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن
نوشتار اصلی: نقد قرآن
برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»∗
[نیازمند منبع]
باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]ناباوران
دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]
مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.موضوعات قرآنیمحتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان
بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]
موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]قرآن و جهاد
قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]جستارهای وابسته

درمورد کتاب قرآن

قرآن
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجوقرآن

نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)
مشخصات
عنوان: کتاب آسمانی دین اسلاملقبها: قرآن کریم، قرآن مجیدنام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …تعداد جزوها : ۳۰ جزءتعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سورهتعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیهقرآن
متن[نمایش]
محتوا[نمایش]
مطالعه[نمایش]
ترجمه قرآن[نمایش]
تاریخ قرآن[نمایش]
تفسیر قرآن[نمایش]
مرتبط[نمایش]رده:قرآن درگاه:اسلام ویکی‌کتابنبو
قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]
محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]
مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)
به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]
قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]
 محتویات۱ریشه یابی واژه قرآن۲نام‌های قرآن۳قرآن خاتم کتب آسمانی۴ساختار۴.۱سوره۴.۲آیه۴.۳کلمه۴.۴دیگر تقسیم‌بندی‌ها۵سبک۶تاریخ قرآن۶.۱دوران محمد۶.۲دوران ابوبکر۶.۳دوران عثمان۶.۴اصلاحات پس از آن۶.۵صحت تاریخی۷علوم قرآنی۷.۱قرائت قرآن۷.۱.۱قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه۷.۲اعجاز قرآن۷.۲.۱مبارزه‌طلبی۸دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن۸.۱مسلمانان۸.۲ناباوران۹موضوعات قرآنی۹.۱محتوای آیات اولیه قرآن۹.۲قرآن و جهاد۱۰جستارهای وابسته۱۱گالری تصاویر۱۲پانویس۱۳منابع۱۴پیوند به بیرونریشه یابی واژه قرآن
واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]نام‌های قرآن
به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]قرآن خاتم کتب آسمانی
قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]
عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.
همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]
مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.
قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]
آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]
و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]ساختاربخشی از مجموعه مقاله‌های:اسلاماصولتوحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدلفروعنماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبریمنابع اسلامیقرآن عقل سنت (حدیث)شخصیت‌هامحمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمدمذاهبتسنن تشیع تصوفعلومحدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفانتاریخامویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمانجغرافیامکه مدینه بیت‌المقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)لباس‌های اسلامیحجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادرموضوعات مرتبطنسخ در اسلام نقد اسلام محمد قرآن اسلام و دیگر ادیان اسلام‌گرایی اسلام و خشونت اسلام‌هراسی فهرست اصطلاحات اسلام فرهنگ جامعه
درگاه اسلامنبو
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.سوره
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.آیه
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.کلمه
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]دیگر تقسیم‌بندی‌ها
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]سبک
سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]تاریخ قرآندوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]دوران ابوبکر
در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.»∗ قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.
در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]
نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]اصلاحات پس از آن
نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]صحت تاریخی
نوشتار اصلی: صحت تاریخی قرآن

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)
حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]
دیدگاه مورخان غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمریاین آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.
مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]علوم قرآنی
نوشتار اصلی: علوم قرآنیقرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
نوشتار‌های اصلی: قرائت و قاریان هفتگانه
قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]
این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]اعجاز قرآن
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.
مبارزه‌طلبی
مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»∗ در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند»∗ گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]
مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن
نوشتار اصلی: نقد قرآن
برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»∗
[نیازمند منبع]
باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]ناباوران
دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]
مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.موضوعات قرآنیمحتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان
بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]
موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]قرآن و جهاد
قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]جستارهای وابسته

درمورد کتاب قرآن

قرآن
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجوقرآن

نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)
مشخصات
عنوان: کتاب آسمانی دین اسلاملقبها: قرآن کریم، قرآن مجیدنام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …تعداد جزوها : ۳۰ جزءتعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سورهتعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیهقرآن
متن[نمایش]
محتوا[نمایش]
مطالعه[نمایش]
ترجمه قرآن[نمایش]
تاریخ قرآن[نمایش]
تفسیر قرآن[نمایش]
مرتبط[نمایش]رده:قرآن درگاه:اسلام ویکی‌کتابنبو
قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]
محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]
مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)
به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]
قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]
 محتویات۱ریشه یابی واژه قرآن۲نام‌های قرآن۳قرآن خاتم کتب آسمانی۴ساختار۴.۱سوره۴.۲آیه۴.۳کلمه۴.۴دیگر تقسیم‌بندی‌ها۵سبک۶تاریخ قرآن۶.۱دوران محمد۶.۲دوران ابوبکر۶.۳دوران عثمان۶.۴اصلاحات پس از آن۶.۵صحت تاریخی۷علوم قرآنی۷.۱قرائت قرآن۷.۱.۱قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه۷.۲اعجاز قرآن۷.۲.۱مبارزه‌طلبی۸دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن۸.۱مسلمانان۸.۲ناباوران۹موضوعات قرآنی۹.۱محتوای آیات اولیه قرآن۹.۲قرآن و جهاد۱۰جستارهای وابسته۱۱گالری تصاویر۱۲پانویس۱۳منابع۱۴پیوند به بیرونریشه یابی واژه قرآن
واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]نام‌های قرآن
به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]قرآن خاتم کتب آسمانی
قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]
عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.
همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]
مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.
قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]
آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]
و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]ساختاربخشی از مجموعه مقاله‌های:اسلاماصولتوحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدلفروعنماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبریمنابع اسلامیقرآن عقل سنت (حدیث)شخصیت‌هامحمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمدمذاهبتسنن تشیع تصوفعلومحدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفانتاریخامویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمانجغرافیامکه مدینه بیت‌المقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)لباس‌های اسلامیحجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادرموضوعات مرتبطنسخ در اسلام نقد اسلام محمد قرآن اسلام و دیگر ادیان اسلام‌گرایی اسلام و خشونت اسلام‌هراسی فهرست اصطلاحات اسلام فرهنگ جامعه
درگاه اسلامنبو
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.سوره
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.آیه
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.کلمه
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]دیگر تقسیم‌بندی‌ها
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]سبک
سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]تاریخ قرآندوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]دوران ابوبکر
در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.»∗ قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.
در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]
نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]اصلاحات پس از آن
نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]صحت تاریخی
نوشتار اصلی: صحت تاریخی قرآن

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)
حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]
دیدگاه مورخان غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمریاین آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.
مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]علوم قرآنی
نوشتار اصلی: علوم قرآنیقرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
نوشتار‌های اصلی: قرائت و قاریان هفتگانه
قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]
این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]اعجاز قرآن
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.
مبارزه‌طلبی
مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»∗ در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند»∗ گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]
مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن
نوشتار اصلی: نقد قرآن
برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»∗
[نیازمند منبع]
باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]ناباوران
دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]
مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.موضوعات قرآنیمحتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان
بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]
موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]قرآن و جهاد
قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]جستارهای وابسته

معنی اسم ابولفضل

ر

ابوالفضل اسم پسرانه است، معنی ابوالفضل: (عربی) 1- پدر فضل؛ 2- (اَعلام) 1) ابوالفضل عباس(ع): (= عباس بن علی)، ) عباس. 4- 1) ؛  2) ابوالفضل جعفر: (= مقتدر) خلیفهی عباسی [295-320 قمری]، که در زمان او قرمطیان مکه را غارت کردند، حاجیان را کشتند و راه حج را بستند. او دو بار از خلافت خلع شد و باز به خلافت رسید. تا بار سوم در جنگ با شورشیان کشته شد. 
 

ریشه اسم ابوالفضل

اسم عربی

 

فراوانی اسم ابوالفضلدر حال حاضر تقریباً 414250 نفر با اسم ابوالفضل در قید حیات می باشند (این آمار تا سال 94 می باشد). 


آیا نام ابوالفضل را دوست دارید؟

خیر بلی 

4364 نفر اسم ابوالفضل را پسندیدند و 204 نفر آنرا نمی پسندند.


ابوالفضل اسم پسرانه است، معنی ابوالفضل: (عربی) 1- پدر فضل؛ 2- (اَعلام) 1) ابوالفضل عباس(ع): (= عباس بن علی)، ) عباس. 4- 1) ؛  2) ابوالفضل جعفر: (= مقتدر) خلیفهی عباسی [295-320 قمری]، که در زمان او قرمطیان مکه را غارت کردند، حاجیان را کشتند و راه حج را بستند. او دو بار از خلافت خلع شد و باز به خلافت رسید. تا بار سوم در جنگ با شورشیان کشته شد. 
 

ریشه اسم ابوالفضل

اسم عربی

 

فراوانی اسم ابوالفضلدر حال حاضر تقریباً 414250 نفر با اسم ابوالفضل در قید حیات می باشند (این آمار تا سال 94 می باشد). 


آیا نام ابوالفضل را دوست دارید؟

خیر بلی 

4364 نفر اسم ابوالفضل را پسندیدند و 204 نفر آنرا نمی پسندند.


ابوالفضل اسم پسرانه است، معنی ابوالفضل: (عربی) 1- پدر فضل؛ 2- (اَعلام) 1) ابوالفضل عباس(ع): (= عباس بن علی)، ) عباس. 4- 1) ؛  2) ابوالفضل جعفر: (= مقتدر) خلیفهی عباسی [295-320 قمری]، که در زمان او قرمطیان مکه را غارت کردند، حاجیان را کشتند و راه حج را بستند. او دو بار از خلافت خلع شد و باز به خلافت رسید. تا بار سوم در جنگ با شورشیان کشته شد. 
 

ریشه اسم ابوالفضل

اسم عربی

 

فراوانی اسم ابوالفضلدر حال حاضر تقریباً 414250 نفر با اسم ابوالفضل در قید حیات می باشند (این آمار تا سال 94 می باشد). 


آیا نام ابوالفضل را دوست دارید؟

خیر بلی 

4364 نفر اسم ابوالفضل را پسندیدند و 204 نفر آنرا نمی پسندند.


ابوالفضل اسم پسرانه است، معنی ابوالفضل: (عربی) 1- پدر فضل؛ 2- (اَعلام) 1) ابوالفضل عباس(ع): (= عباس بن علی)، ) عباس. 4- 1) ؛  2) ابوالفضل جعفر: (= مقتدر) خلیفهی عباسی [295-320 قمری]، که در زمان او قرمطیان مکه را غارت کردند، حاجیان را کشتند و راه حج را بستند. او دو بار از خلافت خلع شد و باز به خلافت رسید. تا بار سوم در جنگ با شورشیان کشته شد. 
 

ریشه اسم ابوالفضل

اسم عربی

 

فراوانی اسم ابوالفضلدر حال حاضر تقریباً 414250 نفر با اسم ابوالفضل در قید حیات می باشند (این آمار تا سال 94 می باشد). 


آیا نام ابوالفضل را دوست دارید؟

خیر بلی 

4364 نفر اسم ابوالفضل را پسندیدند و 204 نفر آنرا نمی پسندند.


درمورد شب یلدا

آداب و رسوم شب یلدا

 

شب یلدا یا شب چله یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های ایرانی است که مثل عید نوروز و چهارشنبه‌سوری از تاریخ و پیشینه قدیم ایران به یادگار مانده. شب یلدا در واقع از زمان غروب آفتاب در آخرین روز پاییز یعنی ۳۰ آذر شروع می‌شود و با طلوع آفتاب در اولین روز زمستان یعنی اول دی به پایان می‌رسد. این شب از تمام شب‌های سال بلندتر است و اجداد ما هر سال آن را جشن می‌گرفته‌اند. زمان شب یلدا به تاریخ میلادی متغیر است و احتمال دارد ۲۰، ۲۱ یا حتی ۲۲ دسامبر باشد. برای مثال تاریخ شب یلدا ۹۸ و ۹۷ و ۹۶ معادل ۲۱ دسامبر ۲۰۱۹ و ۲۰۱۸ و ۲۰۱۷ ولی در سال ۹۵ این شب معادل ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶ بود. شب چله به عنوان بلندترین شب سال، برای ما ایرانی‌ها پر از خاطره است؛ از زمان کودکی که انشای شب یلدا می‌نوشتیم تا جمع شدن فامیل، انداختن سفره شب یلدا، تزیین انار شب یلدا و گوش دادن به شعر و قصه زیر کرسی. اگر می‌خواهید در مورد تاریخچه شب یلدا در شهرهای مختلف ایران و سایر کشورهای جهان بیشتر بخوانید و بدانید در هر منطقه آداب و رسوم شب یلدا چیست با دیجی‌کالا مگ همراه باشید.

فهرست مطالب

 

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

 

 

ریشه‌شناسی واژه یلدا و چله

یلدا یعنی چه؟

یلدا واژه‌ای سُریانی به معنای زایش و تولد است. سریانی زبانی بود که در میان مسیحیان رواج داشت. این معنا، از بررسی و تحقیق در واژه‌نامه‌ها و کتاب‌های تاریخی به دست آمده است. ابوریحان بیرونی، دانشمند همه فن حریف و تقویم‌شناس، از شب یلدا با نام میلاد اکبر یاد می‌کند؛ و منظور از این نام را میلاد خورشید دانسته است. کتاب آثار الباقیه نوشته اوست. کتاب به عربی نوشته شده و در حال حاضر، چند ترجمه فارسی از آن منتشر می‌شود. ابوریحان در این کتاب گاه‌شماری و تقویم اقوام مختلف را بررسی کرده است. اگر علاقمند باشید می‌توانید مراسمات و جشن‌های اقوام باستان را در این کتاب مطالعه کنید.

دقیقا مشخص نیست که واژه یلدا چه زمان و چطور وارد زبان فارسی شده است. از تاریخ اینطور بر‌می‌آید که، مسیحیان اولیه که در روم زندگی سختی داشتند و عده‌ای از آنان به ایران مهاجرت می‌کنند. به علت نزدیکی فرهنگی، این واژه سریانی به فارسی راه پیدا می‌کند.

شب چله یعنی چه؟

شب چله در حقیقت همان شب یلدا ست. چون از فردای این شب، چله بزرگ زمستان آغاز می‌شود به آن شب چله می‌گویند.

ایرانیان در زمان‌های قدیم، یک نوع تقویم کلی نگر هم داشتند. این تقویم بیشتر در کار‌های کشاورزی و دامپروری کاربرد داشت. آنها دو موقع از سال را به نام چله می‌شناختند. چله تابستان که از تیر شروع می‌شد و چله زمستان که از دی‌ماه. چله‌ها هر کدام به دو دوره تقسیم می شدند؛ چله بزرگ و چله کوچک. چهل روز ابتدایی را چله بزرگ و بیست روزِ بعد را چله کوچک می‌نامیدند.

چله بزرگ زمستان، که درست بعد از شب یلدا آغاز می‌شود؛ شروع زمستان است و شدت سرما در آن بیشتر است. چله بزرگ تا دهم بهمن طول می‌کشد. پس از آن، چله کوچک شروع و تا اول اسفند ادامه دارد. شدت سرما در چله کوچک کمتر است و آسیب کمتری هم می‌رساند. چهار روز پایان چله بزرگ، و چهار روز آغاز چله کوچک را، چهار چهار می‌گویند؛ که نهایت شدت سرما در این مدت اتفاق می‌افتد.
بازگشت به بالا ⬆ 

 

تاریخچه شب یلدا

تاریخچه شب یلدا به گذشته‌های بسیار دور بر‌می‌گردد. اما قدمت دقیقش مشخص نیست. برخی باستان‌شناسان، تاریخ شب یلدا را هفت هزار ساله می‌دانند. آنها به ظروف سفالی دوره پیش از تاریخ، استناد می‌کنند. این ظروف دارای نقوش حیوانیِ ماه‌های ایرانی، مانند قوچ و عقرب هستند. البته این نقوشِ در کتیبه‌ها و یافته‌های باستان‌شناسی کمیاب‌اند. اما باستان‌شناسان معتقدند، می‌شود آیین مربوط به شب یلدا را تا هفت هزار سال قبل، ردیابی کرد.

لوح بابلی

با همه‌ی اینها آنچه به عنوان شب یلدا رسمیت یافته، به حدود ۵۰۰ سال، قبل از میلاد برمی‌گردد. یلدا در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان، وارد شده است. تقویمی که برگرفته از گاه‌شماری بابلی‌ها و مصری‌ها ست.
بازگشت به بالا ⬆

 

دلایل برپایی جشن شب یلدا

باور‌های کهن ایرانی بر اساس اسطوره‌ها و شناخت رویداد‌های کیهانی شکل گرفته است. روایت‌های مختلفی از علت برگزاری جشن شب یلدا وجود دارد.

روایت اول: پیروزی روشنایی و نور بر ظلمت و تاریکی

در روزگاران باستان، زندگی‌ مردم بر پایه کشاورزی و دامپروری بود؛ و تاثیرات آب و هوا برایشان بسیار مهم محسوب می‌شد. مردم با مشاهده و تجربه، تغییرات مداوم شب و روز و فصل‌ها را درک کرده بودند. بشرِ همیشه کنجکاو هم پس از کشف چگونگیِ وقوع یک رویداد، به دنبال فلسفه و چرایی آنها می‌گردد.

آنها تاثیر نور و تاریکی؛ و گرما و سرما را بر زندگی‌شان می‌دیدند. از تاثیراتی که می‌گرفتند؛ به این نتیجه رسیده بودند که، نور، روز و خورشید، نماد آفریدگار و نیکی ست. در مقابلِ آن، شب و سرما نشانه‌های اهریمن و پلیدی.

آنها از این مشاهدات، به این باور رسیده بودند که، شب و روز، و روشنایی و تاریکی، در یک جدال همیشگی به سر می‌برند. روز‌های بلندتر، نشانه پیروزی روشنایی، و روز‌های کوتاه‌تر نشانه‌ غلبه تاریکی بود.

به این ترتیب آنها آخرین روز پاییز، که بلندترین شب سال است، جشن می‌گرفتند. چرا که فردای آن، روز‌ها کم‌کم طولانی‌تر شده و آفریدگار بر اهریمن نور بر تاریکی پیروز می‌شود.

روایت دوم: شب تولد مهر و میترا (خورشید) و آغاز خلقت

آیین مهر یا میترائیسم در ایران قبل از دین زرتشتی رواج داشت. این آیین برپایه پرستش میترا (مهر) قرار گرفته بود. میترا از ایزدان هند و ایرانی است. او از یک طرف نماینده عشق و محبت است؛ و از طرفی واسطه‌ی بستن پیمان‌هاست. او عهد نگهداشتن و راستگویی را نمایندگی می‌کند. مهر همچنین داورِ میان جنگاوران بوده و دروغگویان و عهد‌شکنان را مجازات می‌کند. نماد این ایزد حلقه‌ است. برخی ادعا می‌کنند، پیشینه حلقه ازدواج به همین اسطوره می‌رسد. خورشید هم نماد ظاهری میترا ست.

طاق بستان

مهرپرستان شب یلدا را شب تولد میترا (ایزد مهر) می‌دانستد. اینگونه که در شبی دراز و سرد، ایزد مهر در یک غار گود و کم ارتفاع ظهور می‌کند و خورشید را به ارمغان می‌آورد.

در روایتی دیگر، در این شب میترا به جهان بازمی‌گردد. او ساعات روز را طولانی می‌کند؛ در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود.

بعضی بررسی‌ها هم به این نتیجه رسیده‌اند که، در شب یلدا پیامبری متولد می‌شود. این تولد در سال ۵۱ پادشاهی اشکانیان که برابر با سال ۱۹۶ میلادی ست اتفاق می‌افتد. پیامبری شب هنگام در دریا زاده می‌شود؛ که او را دو دلفین از آب بیرون می‌آورند. در آیین مهر آب اهمیت ویژه‌ای داشته است.

در مورد نام ماه‌های آذر و دی اینطور می‌گویند که:
آذر (عنصرِ آتش)، ایزد یا فرشته مینویی را نمایندگی می‌کند. این ایزد در سنت زرتشتی و مهرپرستی مقدس و مهم محسوب می‌شده. آتشِ مقدس در آتشکده‌ها، جلوه همین ایزد است. در مقابل، دی‌ که آغاز زمستان است؛ پلید و اهریمنی محسوب می‌شده. دی در اصل همان دیو است که نام آن بر سردترین ماه زمستان گذاشته شده. بنابراین آذر نماد اهورامزدا و دی نماد اهریمن است. تقابل میان آتش، نور و تقدس با تاریکی و سرما و پلیدی.

برخی هم بر این باورند که نام ماه دی از آیین میترایی آمده است و به معنای دادار و خداوند است. چرا که با شروع دی میترا بر اهریمن غلبه می‌کند.

در نگاه اول اینطور به نظر می‌رسد که، شب زایش مهر، باید در ماه مهر باشد؛ یا در آفتابی‌ترین روز‌های سال! درست است که در آغاز سردترین روز‌های سال قرار داریم؛ اما منطق پشت این اسطوره آن را باورپذیر می‌کند؛ همان طولانی‌تر شدن روزها و کوتاه شدن شب‌ها نشان از تولد دوباره خورشید دارد.

آداب و رسوم مهرپرستی، پس از رایج شدن دین زرتشتی از بین نرفت؛ بلکه جزئی از مراسم آنها شد. زرتشت، خدای بزرگ را اهورا مزدا نامید و ایزدان را به دو دسته اهورایی و دیوانی تقسیم کرد. یکی از این ایزدانِ اهورایی، مهر (خورشید) بود. مهر از ایزدانِ نیک است و بخشی از اوستا به نام او (مهر یشت) ست. در مهر یشت آمده است:
«مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می‌نگرد تا او دروغی نگوید.»
بازگشت به بالا ⬆

 

شب یلدا و مسیحیت

مذاهب مختلف مسیحی، میلاد مسیح را در یکی از روز‌های نزدیک به انقلاب زمستانی برگزار می‌کنند. سال نو آنها که در یازدهم دی‌ماه شروع می‌شود؛ نزدیک به شب یلدا ست. برخی از تاریخ‌پژوهان و باستان‌شناسان عقیده دارند که تقویم میلادی با اندک تغییراتی، ادامه میلاد خورشید بوده که بعدها آن را به میلاد مسیح نسبت داده‌اند. از دیدگاه آنها، این تقویم در روم، در قرن چهارم پس از میلاد به وجود آمده است.

میترا در حال کشتن گاو نر

ممکن است بپرسید میترائیسم چه ارتباطی با روم و مسیحیت دارد؟! در روم باستان، تولد خدای خورشید شکست ناپذیر، (سول اینویکتوس) را در روز انقلاب زمستانی جشن ‌می‌گرفتند. این خدای رومی ترکیبی از خدای خورشید و میترای آیین مهرپرستی بود.

خب؛ میترائیسم چگونه به روم راه پیدا کرد؟ می‌گویند؛ در زمانی که آیین زرتشت دین رسمی ایران شد؛ مهر پرستان در منطقه آسیای صغیر محدود شدند. در قرن اول قبل از میلاد، رومی‌ها آسیای صغیر را تصرف کردند. این آیین به واسطه اسیران جنگی به تدریج در روم گسترش یافت. مهرپرستی یا میترائيسم، کم‌کم جای خود را در بین تجار، لشکریان و حتی امپراتوران روم باز کرد؛ تا جایی که در آغاز قرن چهارم، بیش از سیصد معبد میترایی در ایتالیا برپا بود. در آن زمان بیشتر رومیان، شب یلدا را جشن می‌گرفتند. در نهایت امپراتور روم، کنستانتین اول به خاطر علاقه‌اش به مسیحیت، در سال ۳۱۳، فرمان آزادی این دین را در روم صادر کرد. او میلاد میترا را به میلاد مسیح تغییر داد. استدلالش این بود که؛ مسیحیان در تاریخ تولد عیسی ابهام دارند و عیسی مظهر نور است. پس باید روز تولد خورشید همان میلاد مسیح باشد. و تاریخ تولد عیسی را روز ۲۲ دسامبر تعیین نمود؛ همان روز تولد میترا. این تاریخ، به دلیل اختلاف در محاسبات کبیسه‌گیری، بعداً به ۲۵ دسامبر تغییر یافت. پیش از این، تولد مسیح را روز ۶ یا ۷ ژانویه می‌دانستند. امروزه هم مسیحیان ارمنی در همین روز تولد مسیح را جشن می گیرند.

کارل یونگ، روانشناس مشهور سوئیسی در مورد میترائیسم نظراتی داشته. او در کتاب «نماد تحول» به شکلی گسترده درباره اثرات میترائیسم بر مسیحیت توضیح داده است. اگر علاقمند باشید بیشتر در این مورد تحقیق کنید؛ تصاویر و نمادهای مربوط به این موضوع را در پنجمین جلد از این مجموعه آثار، پیدا می‌کنید.
بازگشت به بالا ⬆

 

بررسی شب یلدا در کتاب‌های تاریخی

ابوریحان بیرونی دانشمند قرن چهارم هجری شمسی در آثار الباقیه در مورد شب یلدا می‌گوید:
«و نام این روز میلاد اکبر است و مقصود از آن، انقلاب شَتوی (زمستانی) است. گویند در این روز، نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می‌شود و آدمیان به نَشو و نما آغاز می‌کنند و پری‌ها (دیوها) به ذَبول و فنا روی می‌آورند.»

این جشن را، یعنی روز اول دی‌ماه را، نود روز نیز می‌گویند؛ چون میان آن تا نوروز درست نود روز فاصله است. دی‌ماه و آن را خور ماه نیز می‌گویند. نخستین روز آن خرم روز (خُره روز) است و این روز و این ماه هر دو به نام خدای بزرگ است.

تاریخچه شب یلدا

بنابر شواهد انتخاب این تاریخ کنونی به عنوان میلاد مسیح در قرن‌های بعد‌تر اتفاق افتاده؛ و طبق نقل ابوریحان بیرونی منظور از میلاد و یلدا به تولد خورشید است.

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب قانون مسعودی ذکر کرده است:
«اولین روز از دی‌ماه را خرم روز یا خُره روز می‌نامند. خور روز یعنی روز خورشید؛ روز تولد خورشید که شکست ناپذیر است. این روز منتسب به اهورامزدا است و یکی از روزهای چهارگانه جشن‌های دیگان (هم نام شدن روز و ماه) است.»

بنا به روایت ابوریحان بیرونی، تقویم کهن سیستانی، از آغاز زمستان شروع می‌شده. جالب این که ماه آغازین آن کریست نام داشته که شباهت زیادی با Christ که در انگلیسی به معنای مسیح است دارد.

محمدحسین خلف تبریزی مولف واژه‌نامه برهان قاطع است. این واژه‌نامه در سال ۱۰۳۰ هجری شمسی نوشته شده و یلدا را اینطور معنی کرده: «یلدا، شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدْی و آخر قوس باشد؛ و آن درازترین شب‌ها ست در تمام سال؛ و در آن شب یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند؛ و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد؛ و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»

اما این رسم بنابر مدارک رومی، در ایران باستان چنین برگزار می‌شده که پیران و پاکان به تپه‌ای رفته، با لباسی نو و مراسمی ویژه از آسمان می‌خواستند که آن رهبر بزرگ را برای رستگاری آدمیان بفرستد؛ و باور داشتند که نشانه‌های زایش آن ناجی، ستاره‌ای است که بالای کوهی به نام کوه فیروزی که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است (سرو یا کاج) پدیدار خواهد شد و موبد بزرگ برای همین نیایش می‌خوانده که قسمتی از آن در “بهمن یشت” مانده است:
«آن شب که سرورم ظهور کند، نشانه‌ای از ملک آید، ستاره‌ای از آسمان ببارد، همان‌گونه که رهبرم از راه برسد و ستاره‌اش نشان نماید.»
بازگشت به بالا ⬆

 

شب چله (یلدا) از نظر علم نجوم

از آغاز تابستان، هر ‌روز خورشید از جای دیروزش کمی نزدیک‌تر به جنوب طلوع می‌کند. به همین ترتیب موقع غروب هم از جای قبلش، کمی نزدیک‌تر به جنوب غروب می‌کند. این اتفاق، باعث می‌شود که خورشید هر روز از مرکز آسمان به سمت جنوب متمایل‌تر شود و طلوع و غروب زودتر اتفاق بیفتد. نتیجه آن کوتاه شده طول روز و افزایش زمان تاریکی است. در روز یکم دی، خورشید در زمان طلوع به پایین‌ترین حد جنوبیش، یعنی ۲۳.۵ درجه شرقی می‌رسد. این موقعیت زمین را انقلاب زمستانی می‌نامند. از این روز به بعد، مسیر جابه‌جایی‌های طلوع خورشید، معکوس می‌شود. یعنی نقاط طلوع و غروب از سمت جنوب دورتر می‌شوند و به شمال نزدیک‌تر. به همین ترتیب روز‌ها بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شوند. این رویداد در یکم تیر از نو تکرار می‌شود.

Play VideoPicture-in-Picture

دانلود 

در فیلم بالا انحراف محور زمین و در نتیجه به وجود آمدن فصل‌ها، اعتدالین و انقلابین به طور کامل توضیح داده شده است.
بازگشت به بالا ⬆

 

آداب و رسوم شب یلدا چیست؟

آداب و رسوم شب یلدا در طول زمان تغییر چندانی نکرده است.

آتش

قدیم دور کرسی می‌نشستند؛ قبل‌تر از آن دور آتش جمع می‌شدند؛ و الان بخاری‌ها مجلس را گرم ‌می‌کنند. آتش در گذشته نماد خورشید بود و برپا کردن آتش به خاطر پاسداشتش انجام می‌شده است. البته برخی هم عقیده دارند که آتش را برای برطرف کردن نحسی اهریمن و تاریکی روشن می‌کردند. وظیفه این آتش از بین بردن و فراری دادن تاریکی و نیروهای اهریمنی بوده است.

مثل‌گویی یا قصه‌خوانی در شب یلدا

مثل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌. به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد هم می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند.

مثل قصه‌های کوچک و داستان‌های غیر واقعی اند. بیشتر قهرمان‌های آن جانوران، دیوان و پریان هستند و برای سرگرمی و خوشایند کودکان گفته و یا نوشته می‌شوند.

در هر نقطه‌ای از کشور قصه‌های مربوط به فرهنگ خودشان رواج بیشتری دارد. مثلا آذربایجانی‌ها قصه حسین کرد شبستری می‌خوانند و خراسانی‌ها بیشتر از داستان‌های شاهنامه داستان سرایی می‌کنند.

فال حافظ در شب یلدا

معمولا در شب‌های یلدا بزرگ فامیل به دیوان حافظ تفالی می‌زند. به این ترتیب که مخاطب فال نیت کرده و بزرگ مجلس این جمله یا شبیه به این را می‌گوید: ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، من طالب یک فالم، بر من نظر اندازی…

فال حافظ

بعد لای دیوان را باز می‌کند. غزل بالای سمت راست، جواب تفال است. اگر وسط غزل باشد، فال از ابتدای غزل که در صفحه پشت است، خوانده می‌شود. سه بیت از غزل بعدی نیز شاهد فال خواهد بود. بعد از خواندن غزل، فال را تفسیر می‌کند. اگر محتوای شعر مثبت باشد فال را خوب و اگر نباشد آن را بد می‌دانند. از آنجا که عمده غزلیات حافظ دارای محتوایی عرفانی، عاشقانه و امیدوارکننده است؛ فال‌ها معمولا روحیه بخشند.

شاهنامه خوانی

جزء جدایی‌ناپذیر دیگر شب یلدا، شاهنامه‌خوانی ست. این رسم از دیرباز در ایران رایج بوده. جذابیت شاهنامه‌خوانی به شیوه نقالی چند برابر می‌شود. متاسفانه این رسم نقالی در حال نابودی ست. باید خیلی خوش شانس باشید که در خانواده‌تان چنین فردی داشته باشید.
بازگشت به بالا ⬆

 

سفره شب یلدا

از جذاب‌ترین آیین‌های شب یلدا یا شب چله، سفره و خوردنی‌های آن است. سفره شب یلدا شامل میوه‌های مخصوص، آجیل مخصوص و دیگر تنقلات است. در شب چله در دوران قدیم، سفره‌ای به نام میَزد پهن می‌کردند. آنها میوه‌های تر و خشک، آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لُرک بر سفره می‌گذاشتند. لرک از اجزای اصلی این سفره بود و در واقع ولیمه این جشن به حساب می‌آمد. از اجزای دیگر این سفره آتشدان، عطردان، بخوردان و بَرسَم را می‌توان نام برد. بَرسَم وسیله‌ای برای دعا‌خوانی ست که از جنس شاخه گیاهی خاص و یا فلزِ برنج و نقره ساخته می‌شود.

شب یلدا چیست

میوه‌های شب یلدا

میوه‌ها جزئی اصلی از سفره یلدا هستند. در این سفره نقش اصلی را میوه‌های سرخ رنگ بر عهده دارند. رنگ سرخ این میوه‌ها نماد خورشید است.

انار

انار میوه اصلی سفره شب یلدا ست. پیشینیان انار را میوه‌ باروری و برکت می‌دانستند. آنها این معنا را از دانه‌های زیاد آن دریافت می‌کردند. همچنین انار به خاطر رنگ قرمزش نماد شادی و خورشید است. در واقع خوردن انار در شب یلدا به خاطر اعتقاد به تاثیر جادوی سرایتی آن بوده است. یعنی آنها با توسل به انار و خوردن آن برکت را از دانه‌های زیاد آن می‌گرفتند و نیروی باروری را در خود افزایش می‌دادند. به همین ترتیب یکی از میوه‌هایی که در خوانچه یلدای عروس می‌گذارند انار است.

میوه‌ شب یلدا

عکس از behoo.art.studio@

این میوه از دوران بسیار قدیم میوه‌ای مقدس شناخته شده است. انار حتی در ادیان بزرگ دنیا جایگاه ویژه‌ای دارد. در اساطیر و افسانه‌ها هم ذکر آن رفته است. در دین زرتشتی انار از درختان مینوی است و از عناصر مقدس و خجسته به شمار می‌رود. زرتشتی‌ها از شاخه‌ها و میوه آن در مراسم  دینی خود استفاده می‌کنند.

بیشتر بخوانید: ۱۵ خاصیت انار که آن را به یک میوه بهشتی تبدیل می‌کند

انار از دید مسلمانان هم میوه‌ای مقدس بوده و در قرآن کریم از آن به عنوان میوه‌ای بهشتی نام برده شده. خوردن این میوه توسط بزرگان دینی توصیه شده است.

هندوانه

هندوانه هم مثل انار میوه مخصوص سفره یلدا ست. اما آیا خوردن هندوانه اول سرما عجیب نیست؟ باید گفت؛ همه می‌دانیم که هندوانه میوه‌‌ای تابستانی ست؛ پس هندوانه علاوه بر سرخیش نمادی از خورشید است و یادآور گرمای تابستان و حرارت است.

هندوانه شب یلدا

عکس از hunnzzzzz@

باور بر این بوده که اگر مقداری هندوانه در شب چلّه بخورند؛ در سراسر چلّه بزرگ و کوچک، از سرما و بیماری در امان خواهند بود. همچنین هندوانه هم مثل انار از میوه‌های پردانه است و نماد برکت و فراوانی.

بیشتر بخوانید: چرا باید در شب یلدا هندوانه بخورید؟!

میوه‌های پاییزی

از دیگر میوه‌های سفره یلدا می‌توان انواع میوه‌های پاییزی را نام برد. در گذشته به همراه انار و هندوانه، میوه‌های فصلی را هم در سفره می‌گذاشتند. میوه‌هایی مثل پرتقال و انواع مرکبات، سیب، خرمالو، گلابی و حتی لبو و کدو تنبل می‌توانند جایی در سفره یلدا داشته باشند.

تنقلات و آجیل شب یلدا

در این شب مهم‌تر از شام؛ تنقلات و آجیل مخصوص شب یلدا ست. در گذشته که نگهداری طولانی مدت میوه‌ها راحت نبود؛ خیلی از میوه‌ها را برای نگهداری و مصرف در فصل‌های دیگر، خشک می‌کردند.

آجیل شب یلدا

مغزهایی مثل پسته، گردو، بادام و فندق اجزای اصلی آجیل مخصوص شب یلدا هستند. در کنار اینها انجیر و توت خشک شده هم حاضر اند. از قدیم نخودچی و کشمش در بین آجیل شب یلدا وجود داشته. غیر از این‌ها گندم و نخود برشته، شاهدانه، تخمه هندوانه و کدو هم جز آجیل‌های شب یلدا بوده.

آجیل شب یلدا

عکس از reyhan.aali@

به آجیل شب یلدا تنقلاتی هم اضافه شده. امروزه باسلق و پشمک هم از شیرینی‌های این سفره هستند.

درست است که آجیل به عنوان سالم‌ترین تنقلات شناخته می‌شوند؛ اما حواستان به کالری بالای ‌آن و تنوع زیاد خوراکی‌ها در سفره یلدا هم باشد.

برگه میوه

یکی از تنقلات محبوب شب یلدا میوه‌های خشک شده است. جایگزینی مناسب برای تنقلات ناسالم و حجم زیاد شیرینی‌های صنعتی. علاوه بر امکان خرید از خشکبار و آجیل فروشی‌ها، می‌توانید برگه های خشک شده میوه را حتی در خانه تهیه کنید. چند روش ساده برای این کار وجود دارد.

  • استفاده از آفتاب معمول‌ترین روش خشک کردن میوه‌هاست. میوه‌ها را بعد از خرد کردن به مدت چند روز در آفتاب بگذارید.
  • دستگاه میوه خشک کن هم در بازار وجود دارد. کار با آنها راحت است و در ظرف ۲۴ ساعت برگه‌های خشک شده را تحویلتان می‌دهد.
  • خشک کردن با استفاده از حرارت و جریان هوا که با حرارت کم و معمولا در فر انجام می‌شود.
  • روش دیگر خشک کردن با شکر است. در این روش میوه‌ها را خیساندن یا جوشاندن در یک شیره شکری می‌خشکانند.
  • با سرخ کردن هم می‌توان میوه‌ها را خشک کرد. این روش برای خشک کردن میوه‌های پر نشاسته و کم رطوبت مثل موز خیلی مناسب است.
  • اگر آپارتمان نشین باشید با استفاده از شوفاژ هم می‌توانید برگه میوه‌ای تهیه کنید. میوه‌هایی که پوستشان قابل خوردن نیست را پوست بگیرید. آنها را حلقه حلقه برش بزنید. آنها را روی فویل یا سینی گذاشته و روی شوفاژ قرار دهید. می‌توانید از فن هم استفاده کنید. بهتر است شوفاژ در جای تاریکی باشد. اگر امکانش نیست؛ روی سینی را با پارچه‌ای تمیز و سفید بپوشانید تا نور مستقیم به برگه‌ها نرسد. پس از یک روز برگه‌های میوه را برگردانید تا به ظرف نچسبد. پس از سه تا چهار روز میوه‌های خشک شما آماده و قابل مصرف اند.
  • روش دیگر برای کسانی که محدودیت فضا دارند. مثل روش قبل میوه‌ها را حلقه حلقه کنید. بر روی سطحی بالاتر از زمین پارچه‌ای سفید و تمیز پهن کنید. میوه‌ها را روی آن بریزید. مکان باید تاریک باشد یا مثل روش قبل روی آن را بپوشانید. به همان ترتیب قبل عمل کرده و میوه‌ها را یک روز بعد برگردانید. این روش طبیعی‌تر و بهتر است. آماده شدن برگه‌ها در این روش بین ۷ تا ۸ روز طول می‌کشد. پس دست به کار شوید چون وقتی نمانده.

از جذاب‌ترین آیین‌های شب چله، سفره شب یلدا و خوردنی‌های آن است. خوردنی‌هایی شامل آجیل مخصوص، میوه‌های خشکی از قبیل توت خشک، انجیر، برگه هلو و زردآلو، میوه‌هایی چون هندوانه و انار و انواع شیرینی. همه این‌ها جنبه نمادین دارند و نشانه، برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.
بازگشت به بالا ⬆

 

ترفندها و ایده‌هایی برای تزئین سفره شب یلدا

برای تزئین سفره شب یلدا می‌توانید پیشنهادهای زیر را امتحان کنید.

سفره شب یلدا

عکس از love_magnets@

  • سفره‌ شب یلدا اگر روی زمین پهن شده باشد جلوه‌ای خودمانی‌ و با صفا‌تر دارد. سفره تان می‌تواند ترمه‌ای رنگارنگ باشد. اگر مبلمان فضای نشیمن را اشغال کرده اشکالی ندارد. می‌توانید با انداختن روکش‌های سنتی و یا گلیم آن را مناسب شب یلدا کنید.
  • اگر بتوانید کرسی فراهم کنید که کارستان کرده‌اید و اصالت شب یلدا را برگردانده‌اید. هیچ وسیله گرمایشی جای کرسی‌های قدیمی را نمی‌گیرد.
  • قل قل سماور یادآور روزهای خوب گذشته است. چای‌ زعفرانی هم رنگ خوبی دارد هم نشاط آور است. چای را در لیوان کمر باریک بریزید و در سینی‌های قدیمی؛ مثلا سینی مسی سرو کنید. با این کار رنگی سنتی به سفره شب یلدا خواهید داد.
  • شمع و عود را سر سفره فراموش نکنید. بوی عود و نور شمع حالتی معنوی به سفره می‌دهد.
  • شیرینی‌ها در ظروف بلوری و رنگی نمای قشنگی دارند. می‌توانید با استفاده از ظرف سفالی و صنایع دستی ایرانی هم سفره را رنگ و لعاب دهید. انتخاب دیگر، چیدن میوه‌ها در ظروف حصیری ست که با میوه‌ها همخوانی خوبی دارد. انتخاب ظروف یک شکل یا گوناگون هر کدام جلوه‌ای متفاوت به سفره تان می‌دهد. این سلیقه شما ست که تعیین کننده است.
  • اگر قصد دارید مراسمی مختصر بگیرید؛ لوازم سفره یلدا را در ظروف کوچکی بگذارید و همه را در مجمعه‌ای بزرگ بچینید.
  • قطعا بخشی از جشن شب یلدا مختص بچه‌هاست. برای بچه‌ها آن همه حجم شیرنی موجود در سفره مناسب نیست. پس حداقل شیرینی ‌ای برایشان سر سفره بگذارید که مفید و همینطور جذاب باشد. کار سختی نیست؛ می‌توانید ژله‌های رنگارنگ و حتی ژله هندوانه‌ای تهیه کنید.
  • پوست هندوانه ظرفیت مناسب و جذابی برای هنرنمایی شما دارد. می‌توانید با سلیقه‌ای خاص، میوه‌هایتان را درون پوست خالی شده هندوانه بچینید.
  • با هنر حکاکی میوه‌ها را تزئین کنید. حکاکی روی میوه‌هایی که پوست نسبتا سفت تری دارند راحت‌تر است. حکاکی های هنرمندانه روی هندوانه را قطعا دیده‌اید. یک چاقوی تیز بردارید، کمی هنرمندی و خلاقیت چاشنی کار کنید؛ نتیجه قطعا چشم‌نواز خواهد شد.
  • دور از شهر و دیارتان هستید و آشنایی ندارید؛ مثلا دانشجویید؟ غصه ندارد که؛ چند انار خوش‌رنگ انتخاب کنید و از حیاط خوابگاه مقداری برگ پاییزی بردارید. برگ ها را روی سفره بریزید و انار‌ها را روی آن بگذارید. کاملا مینی‌مالیستی، ساده و زیبا. دور هم بودن مهم است که شکر خدا از لحاظ تعداد کسری ندارید.
  • از همه مهم‌تر؛ ساده بگیرید؛ با زیاده‌روی در تدارکات شب یلدا، صمیمیت و راحتی این دورهمی را کم نکنید.

می‌توانید از عکس‌های زیر ایده بگیرید.

 

تزیین سفره شب یلدا

سفره شب یلدا شیک

سفره شب یلدا مدرن

آموزش چیدن سفره شب یلدا

سفره شب یلدا سنتی

تزیین میوه شب یلدا جدید

سفره آرایی شب یلدا برای عروس

تزیین سفره شب یلدا

سفره شب یلدا شیک

سفره شب یلدا مدرن

آموزش چیدن سفره شب یلدا

سفره شب یلدا سنتی

تزیین میوه شب یلدا جدید

سفره آرایی شب یلدا برای عروس

 

 

بازگشت به بالا ⬆

 

آداب و رسوم شب یلدا در شهر‌های ایران

معمولا در شهرستان‌ها علاوه بر مراسمی که بین همه مشترک است؛ ویژگی‌های خاصی هم پیدا می‌شوند که ناشناخته مانده‌اند. در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم. اگر درباره نحوه اجرای مراسم این شب در محل سکونت شما چیزی را از قلم انداختیم، آن را در قسمت نظرات با ما و دیگران به اشتراک بگذارید. به این ترتیب همه ما می‌توانیم از آداب و رسوم یکدیگر در این شب خاطره انگیز آشنا شویم.

شب یلدا در خراسان

خراسانی‌ها از قدیم شب یلدا را با نام شب چله یا چله نشینی می‌شناسند. در این گذشته نچندان دور، مردم برای رفتن به میهمانی چراغی را با خود همراه می‌برده‌اند که به خاطر تعداد زیاد به آن شب چراغ یا چهل‌چراغ می‌گفتند.

خراسان

در خراسان به جای هندوانه و انار؛ لبو، شلغم پخته، پختیک (لبوی خشک شده) و شربت و شیرینی مخصوصی به نام کَف مرسوم است.

تهیه شیرینی کف را کف زنی می‌گویند. این آیین که مخصوص شب چله است از دوران خراسان قدیم به یادگار مانده است. الان هم در خراسان مردم مراسم کف زنی را برگزار می‌کنند. طرز تهیه آن این گونه است که؛ ریشه گیاه چوبک را در آب می‌خیسانند و چند بار می‌جوشانند. بعد آن را در ظرف بزرگی به نام تغار می‌ریزند و مردان با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار، مایع را چند ساعتی هم می‌زنند تا به صورت کف سفت درآید. این کار را در محیط سرد انجام می‌هند؛ تا مایع به کف تبدیل شده؛ و بعد سفت شود. کف را با شیره شکر مخلوط کرده و بعد با مغز گردو و پسته تزئین می‌کنند. مزه آن شبیه گز اصفهان است. در این جشن نوجوانان و جوانان با پرتاب کف به همدیگر و مالیدن آن به سر و صورت دوستان مراسم را شاد‌تر می‌کنند.

سرحمومی: در گذشته نه چندان دور رسم بوده که مراسم عروسی را در شب چله برگزار کنند. این مراسم سه روز طول می‌کشیده. یک قسمت این مراسم، سرحمومی بوده؛ که در شب چله انجام می‌شده است. داماد و عروس را طی مراسمی به حمام‌های مردانه و زنانه می‌بردند و بعد از شستن و کیسه کشیدن مراسم حنابندان را انجام می‌دادند. این مراسم که گاهی تا سحر طول می‌کشیده مقدمه مراسم عروسی بوده است. خود عروسی فردا بعد از ظهر انجام می‌گرفته است. داماد با بردن هدیه‌ای قبل از شب عروسی اجازه هم اتاق شدن با عروس را داشته؛ که این مراسم را نامزدبازی می‌گفته‌اند.

شب یلدا در فارس

سفره مردم شیراز مثل سفره نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها بر سر سفره حاضر است. حافظ‌خوانی جزء جدانشدنی مراسم شب یلدا برای شیرازی‌ها ست و مسلما این رسم خوب از شیراز رواج یافته است.

رنگینک

یکی از مراسمی که در شب یلدا و در میان خانم ها انجام می شود فال کلوک است. کلوک یک کوزه بزرگ با دهانه گشاد است. هر کس نشانه خاصی را در کوزه می‌اندازد. سپس یک دختر بچه می‌آید و نشانه‌ای را از داخل کوزه خارج می‌کند؛ و فردی به صورت فال، ترانه‌های محلی را می‌خواند. برخی هم از دیوان حافظ کمک می‌گیرند.

شب یلدا در همدان

همدانی‌ها فال سوزن می‌گیرند. مراسم به این ترتیب است که؛ همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به‌طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند. مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند.

در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مویز هم جزء سفره یلدا ست. در شهر دیگری از همدان به نام آجین، میوه و تنقلات برای دختری که نامزد شده ازطرف خانواده داماد برده می‌شود و این از رسوم قدیم به جامانده ‌است.

شب یلدا در کردستان

شب چله را به کردی «شه‌وی چله» می‌گویند. در شهر سنندج از قدیم اکثر خانه‌ها، غذای دلمه و نان سنگک برای پذیرایی از مهمان‌ها آماده می‌کنند و این به صورت رسم در این شهر در آمده است.

شب یلدا در گلستان

گلستانی‌ها در شب یلدا دور کرسی جمع می شوند و نقل اندازی می‌کنند. نقل اندازی به معنی تعریف کردن داستان‌های شفاهی ست؛ همان متل‌گویی مشهور. میوه‌های خاص اینجا بیشتر میوه‌های باغی و جنگلی‌اند. پرتقال، لیمو، ولیک، کندس و شیرینی‌هایی مانند مَت و کَسمَک سفره را رنگین می‌کنند.

شب یلدا در قزوین

مردم قزوین به میوه‌های سرخ رنگ شب‌چَره می‌گویند. شب چره شگون دارد و به زمستان برکت می دهد. غذای مخصوص این شب سبزی‌پلو و ماهی دودی ست.

مادربزرگ‌های قزوینی می‌گویند اگر در این شب ننه سرما گریه کند، باران می‌بارد؛ اگر پنبه‌های لحافش بیرون بریزد، برف می‌آید؛ و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می‌ریزد.

در قزوین، از طرف تازه داماد برای نوعروس، «خونچه چله» می‌فرستند. این خونچه (طبق) شامل پارچه، جواهر، کله قند و هفت نوع میوه است.

شب یلدا در گیلان

گیلانی‌ها به هندوانه خیلی اعتقاد دارند. گیلانی‌ها می‌گویند، کسی که در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد.

ازگیل

آوکونوس از خوردنی‌های رایج شب یلدا ست. آو همان آب است؛ و کونوس، ازگیل خودمان. طرز تهیه آن این گونه است که در پاییز ازگیل‌ها را در خمره‌ای می‌ریزند. خمره را پر از آب می‌کنند و با اضافه کردن کمی نمک درش را می‌بندند. خمره را بیرون از اتاق می‌گذارند. ازگیل پس از مدتی آبدار و خوشمزه می‌شود. ازگیل را با گلپر و نمک می‌خورند. گیلانی‌ها معمولا  تا بهار آوکونوس دارند.

رسم دیگر این است که خانواده ‌داماد برای نو عروسشان طبقی از میوه، خوراکی و تنقلات شب چله تزيین می‌کنند. در وسط طبق، ماهی سفید بزرگ خام و تازه می‌گذارند که با سبزیجات تزئین شده است. آنها معتقد‌ند این طبق باعث خیر و برکت و فراوانی در زندگی زوج می‌شود و همچنین سلامتی و باروری عروس را به ارمغان می‌آورد.

در میان برخی مردم و جوانان دم بخت، مرسوم است که در شب یلدا فال «هندانه پوس» (پوست هندوانه) می‌گیرند. برای گرفتن این فال، پوست هندوانه را به چهار قسمت طولی تقسیم می‌کنند. هر چهار پوست را به پشت سر خود می‌اندازند. در این میان، چهار حالت پیش می‌آید، اگر دو قاچ هندوانه، سفید و دو قاچ، سبز باشد، به معنای حد وسط بودن برای نیت شخص است. سبزی پوست نشانه خوب در آمدن و سفیدی آن نشانه بد در آمدن فال است.

شب یلدا در لرستان

شب چله در مناطق لر نشین آداب خاصی دارد. لرها به این شب، «شو اول قارّه» می‌گویند. آنها تنقلاتی از گندم، شاهدانه، کنجد و گردو درست می‌کنند. در این شب گندم شیره هم می‌خورند. روش تهیه گندم شیره اینطور است که گندم را در شیره می‌خیسانند و به آن زردچوبه و نمک می‌زنند. بعد از مخلوط کردن؛ آن را روی ساج برشته و سپس با بادام، گردو، کشمش، سیاه‌دانه و کنجد تزئین می‌کنند.

در این شب بچه‌ها به پشت بام همسایه‌ها می‌روند و شالی یا چادری را از بام می‌آویزند و شعر شب یلدا را بلند می‌خوانند:

امشو اول قاره / خیر دِ هونَت بواره
امشب اول یلداست / خیر از خانه‌ات ببارد

نون و پنیر و شیره / کیخا هونَت نمیره
نان و پنیر و شیره / کدخدای (صاحب) خانه‌ات نمیرد

اِمشو اول قاره / کـَت و گلونی وِه هاره
امشب شب یلداست / گلونی‌های همه از بام آویزان است

نَم نَمِ بارو میوارَه / صِحاو هُونُه بیارَه
باران نم نم می‌بارد / صاحب‌خانه بیدار است

و…

همسایه در شال کمی آجیل، شیرینی، گندم برشته، شاهدانه و میوه می‌گذارد و بچه‌ها برای تشکر چند بیت اول را تکرار می‌کنند و به خانه بعدی می‌روند.

شب یلدا در آذربایجان شرقی

مردم آذربایجان به هندوانه شب یلدا «چیلله قارپیزی» می‌گویند. آنها معتقدند با خوردن هندوانه لرز و سرمای زمستان بر تنشان تاثیری ندارد.

خوشنویسی

در دوران نامزدی از طرف خانواده داماد‌ خوانچه به خانه نوعروس می برند و سهم او را از چله برایش می‌فرستند. در نخستین سال ازدواج هم پدر عروس، قبل از غروب آفتاب سهم چله دختر و دامادش را می‌فرستد. این سهم شامل؛ هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یک قواره پیراهنی باکفش و چادری روانه منزل آنها می‌کند.

قبل‌تر‌ها که رفت و آمد در زمستان به این آسانی نبود؛ از اواخر تابستان مقداری هندوانه و خربزه را در توری می‌گذشتند و از سقف آویزان ‌می‌کردند یا اینکه در کاه می‌گذاشتند. این کار با عث می‌شد میوه‌ها تا زمستان سالم بمانند.

غذا‌های مرسوم این شب شامل، برنج، مرغ و آش شیر است.

بزرگ خانواده هنگام بریدن هندوانه می‌گوید: قادا بلامیزی بو گئجه کسدوخ (بلایای خودمان را امروز بریدیم) و شگون و میمنت را به جمع اضافه می کند.

زنان معمولا تا پایان چله کوچک، خانه‌تکانی نمی‌کنند. آنها اعتقاد دارند که خانه‌تکانی در طول این دو چله موجب نفرین شدن از طرف چله می‌شود.

شب یلدا در کهگیلویه و بویراحمد

در شب اعضای فامیل دور هم جمع می‌شوندتا پیرترین فرد خانواده برایشان «متیل» بگوید. متیل داستانی افسانه‌ای و طولانی ست که به طور شفاهی حفظ شده.

در این شب به نیت بارش برف و سفیدی زمستان، آش‌های محلی مثل شیربرنج و دووا می‌پزند. دووا نوعی آش دوغ است و در ظرف‌های بزرگ می‌پزند که جوابگوی جمعیت زیاد باشد.

شام سنتی شب یلدا غذاهای محلی مانند آش کارده، شله بادام و شله ماش است.

آنها رسمی به نام «کاسه بهره» دارند. کاسه بهره در واقع بردن غذا برای همسایه‌های فقیر است.

شب یلدا در کرمان

حکایت شب یلدا در میان کرمانی‌ها با آن داستان قدیمی معروفش شنیدنی است؛ کرمانی‌ها شب یلدا را تا صبح بیدار می‌مانند و این شب زنده‌داری داستان جالبی دارد. کرمانی‌ها می‌گویند در این شب قارون به شکل هیزم شکنى که پشته‌اى هیزم برپشت دارد به خانه‌ها سرکشی می‌کند و به آنها هیزم مى‌دهد. این هیزم‌ها صبح روز بعد تبدیل به شمش‌هاى طلا مى‌شود.
بازگشت به بالا ⬆

 

شب یلدایی عروس

شب یلدا برای تازه عروس‌ها شیرینی خاص خود را دارد. چرا که در این شب رسمی دلنشین، مختص به آنان برگزار می‌شود. رسمی که بازمانده از آداب گذشتگان است.

تزیین هدایای شب یلدا برای عروس

عکس از maryam_flower95@

رسمی که در این شب برگزار می‌شود از این قرار است که؛ خانواده داماد برای تازه عروسشان هدایایی را آماده می‌کنند و به نیت مهمانی به خانه آنها می‌روند. خانواده عروس هم خود را آماده بازدید از خانواده داماد می‌کنند.

شب چله‌ای عروس، در شهرستان‌ها به همان شیوه قدیم اجرا می‌شود. هدایای تهیه شده را در سینی بزرگی قرار می‌دهند. به این سینی طبق می‌گویند. این هدایا برخی جاها به خوانچه چله هم مشهور است. زنان خانواده داماد طبق را روی سر قرار داده و به راهی منزل عروس می‌شوند.

در شهرهای بزرگ شب یلدایی عروس، مثل قدیم جریان ندارد. اما هنوز هستند خانواده‌هایی که این رسم زیبا را به جا بیاورند. اکثرا در این شهرها طبق جایش را به سبد‌های چوبی، صندوقچه‌های کوچک و بزرگ و تزئینات مدرن داده است.

شب یلدا برای عروس چه هدیه‌هایی می‌برند؟

رسم شب یلدایی عروس ریشه‌ مشترک دارد. به همین خاطر کلیات آن معمولا یکسان است. بسته به فرهنگ هر منطقه گاهی هدایایی اضافه می‌شوند.

هدیه‌ها شامل موارد زیر است.

  • چند نوع آجیل و میوه‌های تزئین شده که پای ثابت طبق هدیه است.
  • نقل، شیرینی و کله قند که نماد برکت و شیرین کامی است حتما جای خود را در طبق دارد.
  • یک قواره پارچه خوش‌رنگ و شاد هم جز این هدایا ست.
  • لباسی زمستانی، کفش و کیف در این هدایا پیش‌کش عروس می‌شود.
  • قطعه‌ای طلا هم به منظور هدیه به عروس در طبق قرار می‌دهند.
  • گاهی یک دیوان حافظ در بین طبق چله‌ای عروس قرار می‌دهند.
  • اگر با سلیقه عروس چندان آشنا نباشند یا عروسشان نیاز به چیز خاصی داشته باشد، برایش هدیه نقدی می‌گذارند.

تزئین هدیه شب یلدای عروس، نکته مهم و غیر قابل چشم‌پوشی ست. قطعا ذوقی که در تزئین این هدایا به کار رفته از خود هدایا چیزی کم ندارد و نشانه مهر و محبتی ست که بین دو خانواده وجود دارد. از ابزار این تزئینات توری‌ها و پارچه‌های رنگارنگ و روبان‌ها ست. رنگ قرمز که نمادی از یلدا ست نقش پر‌رنگی در این تزئینات دارد.

لباس شب چله عروس

چند سوره با کلمه قد شروع میشود؟

دو سوره:مجادله و مومنان

کدام یک از سوره های بزرگ قرآن به طور کامل  و یکجا نازل شده اند؟

سوره مرسلات

کدام سوره با آیه های فسبح بِاسم ربک العظیم ختم میشود

سوره های حاقه و واقعه

کدام سوره به نسب نامه خداوند(شناسنامه خداوند)معروف است؟

سوره توحید

زندگینامه حضرت علی


علی بن ابی‌طالب مشهور به امام علی(ع) و امیرالمؤمنین (۱۳ رجب سال ۲۳ قبل از هجرت - ۲۱ رمضان سال ۴۰ق)، امام اول همهٔ مذاهب شیعه، صحابی، راوی، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت است. وی پسرعمو و داماد پیامبر اکرم(ص)، همسر حضرت فاطمه(س)، پدر و جدِّ یازده امام شیعه است. پدر او ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بوده است. به گفته مورخان شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد و نخستین مردی بود که به پیامبراسلام(ص) ایمان آورد. از نظر شیعه، علی(ع) به فرمان خدا و تصریح پیامبر(ص)، جانشین بلافصل رسول خدا(ص) است.
فضائل زیادی برای امام علی(ع) برشمرده‌اند؛ پیامبر(ص) در یوم الدار او را به عنوان وصی و جانشین خود برگزید. او هنگامی که قریش قصد کشتن پیامبر(ص) را داشتند، در بستر پیامبر اسلام(ص) خوابید تا پیامبر(ص) بتواند مخفیانه به مدینه هجرت کند. پیامبر(ص) عقد اخوت خود را با وی بست. بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰ آیه از قرآن کریم، درباره فضایل وی است مانند آیه مباهله، آیه تطهیر و برخی دیگر از آن آیات، بر عصمت وی دلالت دارد.
علی(ع) در همه غزوات پیامبر اسلام(ص) به جز جنگ تبوک شرکت داشت. در غزوه تبوک پیامبر(ص) علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه گماشت. امام علی(ع) در غزوه بدر، تعداد زیادی از مشرکان را به هلاکت رساند، در غزوه احد از جان پیامبر(ص) محافظت کرد، در غزوه خندق با کشتن عمر بن عبدود جنگ را خاتمه داد و در غزوه خیبر، با کندن درِ بزرگ قلعه خیبر، جنگ را به سرانجام رساند.
پیامبر(ص) پس از انجام تنها حج خود، پس از نزول آیه تبلیغ، مردم را در منطقه غدیر خم جمع کرد؛ سپس خطبه غدیر را خواند و دست امام علی(ع) را بلند کرده و فرمود «هر که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آن‌که او را دوست دارد و دشمن او را دشمن بدار.» پس از آن، برخی صحابه مانند عمر بن خطاب به امام علی(ع) تبریک گفتند و او را با لقب امیرالمومنین خطاب کردند. بنابر نظر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شده است. به باور شیعیان، عبارت من کنت مولاه فعلیٌ مولاه که توسط پیامبر(ص) در روز غدیر گفته شد، به معنای تعیین جانشینی پیامبر(ص) است. شیعیان، هویت و تمایز خود با فِرَق دیگر را از اعتقاد به انتخاب امام علی(ع) از سوی خداوند به جانشینی پیامبر(ص) می‌دانند؛ در مقابل اهل‌ سنت جانشینی پیامبر را حاصل انتخاب مردم می‌دانند.
پس از درگذشت پیامبر(ص) گروهی در سقیفه، با ابوبکر به‌عنوان خلیفه بیعت کردند. رقابت‌های قبیلگی، کینه‌توزی و حسادت را علت مخالفت با دستور پیامبر(ص) برای جانشینی علی(ع) پس از پیامبر دانسته‌اند. علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و پس از آن در خصوص اصل بیعت و همین‌طور در مورد زمان بیعت، میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظره‎ای صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به دلیل تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ص) محکوم کرد. طبق منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت یاران خلیفه برای گرفتن بیعت به خانه علی(ع) حمله کردند که طی آن فاطمه(س) آسیب دید و فرزندش سقط شد. پس از مدت کوتاهی فاطمه(س) به شهادت رسید. علی(ع) به مناسبت‌های مختلف و در سخنان متعددی به ماجرای سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام(ص) یادآوری کرده است که خطبه شقشقیه از معروف‌ترین آنها است.
امام علی(ع) در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه تقریباً از امور سیاسی و حکومتی به دور بود و تنها به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع‌آوری قرآنی که به مصحف امام علی(ع) مشهور شد، انفاق به فقیران، خریدن حدود هزار برده و آزاد کردن آنان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد و همچنین وقف کردن اماکن و املاکی که درآمد سالانه آن تا چهل‌هزار دینار برآورد شده است. همچنین خلفا با وی در خصوص مسائل مختلف حکومتی نظیر قضاوت مشورت می‌کردند.
امام علی(ع) پس از خلیفه سوم، به اصرار مسلمانان خلافت و حکومت را پذیرفت. او در دوران حکومتش اهمیت ویژه‌ای برای عدالت قائل بود و در برابر روش خلفا که بیت‌المال را بر اساس سوابق افراد تقسیم می‌کردند، ایستاد. وی دستور داد که عرب و عجم و هر مسلمانی از هر تیره و تبار که باشد، در سهم بیت‌المال یکسان‌اند و تمام زمین‌هایی که عثمان به افراد مختلف واگذار کرده بود، به بیت‌المال بازگرداند.
امام علی(ع) در کار دین، اجرای دقیق قانون و شیوه صحیح حکومت‌داری، بسیار جدی و بی‌اغماض بود و همین عامل او را برای برخی تحمل‌ناپذیر کرده بود. وی در این راه حتی به نزدیک‌ترین یاران خویش نیز سخت‌گیری می‌کرد. از نظر امام علی(ع) حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار بزرگ‌ترین حقی است که خداوند قرار داده و کاملاً دوسویه است و رعایت حقوق متقابل زمامدار و مردم ثمرات فراوانی دارد. او هنگامی که مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کرد، او را به مهربانی و خوش‌رفتاری با همه مردم، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، و برخورد انسانی با آنان دعوت کرد. در دوره کوتاه حکومت امام علی(ع) سه جنگ سنگین داخلی جمل، صفین و نهروان درگرفت.
امام علی(ع) سرانجام در محراب مسجد کوفه در حال نماز به دست یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی به شهادت رسید و مخفیانه در نجف به خاک سپرده شد. حرم ایشان از مکان‌های مقدس در فرهنگ شیعه بوده و زیارت آن مورد توجه است. در این مکان افراد سرشناس دیگری نیز دفن شده‌اند که در برخی منابع از آنها با عنوان مدفونان حرم امام علی(ع) یاد شده است.
سررشته بسیاری از علوم مسلمانان، از جمله نحو عربی، کلام، فقه و تفسیر به امام علی(ع) نسبت داده‌شده و فرقه‌های گوناگون تصوّف، سلسله سند خود را به او می‌رسانند. علی بن ابی طالب همواره از سوی شیعیان، جایگاه و منزلت ویژه‌ای داشته و پس از پیامبر(ص)، بهترین، باتقواترین و عالم‌ترینِ انسان‌ها و جانشین برحق حضرت محمد(ص) بوده است. بر این اساس گروهی از صحابه از زمان حیات پیامبر اسلام(ص)، پیرو و دوست‌دار علی(ع) یعنی شیعه دانسته‌ می‌شده‌اند. کتاب معروف نهج البلاغه منتخبی از سخنان و نامه‌های امام علی(ع) است. مکتوباتی نیز به ایشان نسبت داده شده که با املای رسول خدا(ص) و خط ایشان بوده است. آثار مکتوب بسیاری به زبان‌های مختلف درباره وی نوشته شده است.محتویات
 [نهفتن] ۱جایگاه۲دودمان، القاب، ویژگی‌های ظاهری۳زندگی۳.۱تولد تا هجرت۳.۲پس از هجرت۳.۳پس از رحلت پیامبر(ص)۳.۴دوران حکومت۳.۵همسران و فرزندان۴حضور در غزوات۴.۱ماموریت به سوی یمن۵غدیر خم۶سقیفه۶.۱پیشینه مخالفت‌ها با امام علی(ع)۶.۲موضع امام علی(ع)۷دوران خلفای سه‌گانه۷.۱ابوبکر۷.۲عمر۷.۳عثمان۸دوران حکومت۸.۱کارگزاران۸.۲جنگ‌ها۹شهادت۹.۱آرامگاه۱۰فضایل۱۱امامت و ولایت۱۲سیره علوی۱۲.۱سیره عبادی۱۲.۲سیره خانوادگی۱۲.۳سیره حکومتی۱۲.۴سیره اقتصادی۱۳گفته‌ها و نوشته‌ها۱۳.۱سخنان امام علی۱۳.۲مکتوبات۱۴اصحاب۱۵مطالعه بیشتر۱۶جستارهای وابسته۱۷پانویس۱۸منابع۱۹پیوند به بیرونجایگاه
علی بن ابی طالب همواره از سوی شیعیان، جایگاه و منزلت ویژه‌ای داشته و پس از پیامبر(ص)، بهترین، باتقواترین و عالم‌ترینِ انسان‌ها و جانشین برحق حضرت محمد(ص) بوده است. بر این اساس برخی از صحابه از همان زمان حیات پیامبر اسلام(ص)، پیروان علی(ع) و دوستداران وی یعنی شیعه دانسته‌ می‌شده‌اند.[۱] شیعیان کسانی هستند که امام علی(ع) را جانشین بلافصل پیامبر(ص) از سوی خدا می‌دانند؛[۲] در برابر اهل‌ سنت، جانشینی پیامبر را حاصل انتخاب مردم می‌دانند.[۳]
به باور شیعیان، به خلافت رسیدن امام علی(ع) در ۱۹ ذی‌الحجه سال ۳۵ قمری، اجرای دیرهنگام قراری بود که طبق آن پیامبر(ص) در چند موقعیت و به‌خصوص در غدیر خم، او را به عنوان جانشین خود و امام امت اسلامی برگزیده بود. به اعتقاد شیعه، عبارت من کنت مولاه فعلیٌ مولاه که توسط پیامبر در روز غدیر گفته شد، تعیین جانشینی پیامبر(ص) است؛ چرا که حاضران در غدیرخم به علی بن ابی‌طالب(ع) تبریک گفتند و او را با لقب امیرالمومنین خطاب کردند.[۴]به گفته هاینس هالم، اسلام‌شناس آلمانی معاصر، بر اساس این عقیده، علی(ع) تنها خلیفه برحق است و عنوان «امیرالمؤمنین» تنها شایسته اوست و حکومت کوتاه‌مدت وی تنها حکومت مشروعی است که امت اسلامی از زمان رحلت پیامبر(ص) تجربه کرده است.[۵]دودمان، القاب، ویژگی‌های ظاهری
علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب،[۶] مشهور به هاشمی و قرشی بوده و پدر او، ابوطالب، مردی سخاوتمند، عدالت‌مدار، مورد احترام قبایل عرب، عمو و حامی پیامبر(ص) و از شخصیت‌های بزرگ قریش گزارش شده است.[۷] مادر علی(ع)، فاطمه بنت اسد[۸] و برادران وی طالب، عقیل، جعفر، و خواهرانش هند یا ام هانی، جمانه، ریطه یا ام طالب و اسماء بوده‌اند.[۹] مورخان، ازدواج ابوطالب و فاطمه بنت اسد را نخستین ازدواج میان یک مرد و زن هاشمی دانسته‌اند[۱۰] و بنابراین، حضرت علی(ع) نخستین فردی است که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر، هاشمی بوده است.[۱۱]
کنیه‌ها و القاب و صفات
نوشتار اصلی: فهرست کنیه‌ها و لقب‌های امام علی
کنیه‌های علی بن ابی‌طالب عبارتند از ابوالحسن،[۱۲] ابوالحسین، ابوالسبطین، ابوالریحانتین، ابوتراب و ابوالائمه.[۱۳]
همچنین در منابع القاب و صفات متعددی برای ایشان برشمرده شده است از جمله: امیرالمؤمنین، یعسوب الدین والمسلمین، حیدر، مرتضی، قسیم النار و الجنة، صاحب اللواء، صدّیق اکبر،فاروق، مبیر الشرک والمشرکین، قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین، مولی المؤمنین، شبیه هارون، نفس الرسول، أخو الرسول، زوج البتول، سیف اللّه المسلول، امیر البررة، قاتل الفجرة، ذوالقرنین، هادی، سید العرب، کشّاف الکرب، داعی، شاهد، باب المدینة، والی، وصی، قاضی دَین رسول اللّه، منجز وعده، النبأ العظیم، الصراط المستقیم و الأنزع البطین.[۱۴]
نوشتار اصلی: لقب امیرالمؤمنین
به باور شیعیان، لقب امیرالمؤمنین، به معنای امیر، فرمانده و رهبر مسلمانان، اختصاص به حضرت علی(ع) دارد. براساس روایات، شیعیان معتقدند این لقب در زمان پیامبر اسلام برای علی بن ابی‌طالب به کار می‌رفته و منحصر به اوست و نه تنها استعمال این لقب را برای خلفای راشدین و غیر راشدین جایز نمی‌دانند، بلکه به کار بردن این لقب را حتی برای سایر امامان خود هم صحیح نمی‌دانند.[۱۵]
ویژگی‌های ظاهری
امام علی(ع) در منابع مختلف، مردی میانه‌بالا، با چشمانی سیاه و گشاده، ابروهایی کشیده و پیوسته و صورتی زیبا دانسته شده، چهره‌ای گندمگون و ریشی انبوه داشته و شانه‌هایش پهن بوده است.[۱۶] بنابر برخی منابع، پیامبر اکرم(ص) او را با لقب «بطین» خوانده و بر همین اساس، عده‌ای او را چاق دانسته‌اند. با این حال، برخی محققان بر این باورند که مقصود پیامبر از «بطین»، «البطین من العلم» (فربه از دانش) بوده است.[۱۷] ستوده‌شدن امام علی(ع) با صفت «بطین» در برخی زیارتنامه‌ها نیز دلیلی بر این دانسته شده که مقصود پیامبر، صفت چاق نبوده است.[۱۸]
درباره قدرت بدنی علی بن ابی‌طالب، گفته شده که او با هیچ‌کسی مبارزه نکرد، مگر اینکه او را زمین زد.[۱۹] ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه تصریح کرده، توانایی جسمی علی بن ابی‌طالب، ضرب المثل بوده؛ او بود که درِ قلعه خیبر را کَند، در حالی که جمعی تلاش کردند آن را برگردانند ولی نتوانستند، او بود که بت هبل را -که بت بزرگی بود- از بالای کعبه به زمین انداخت و او بود که سنگ بزرگی را در روزهای خلافتش با دست خویش از جا کند و از زیر آن آب جوشید، در حالی که لشکریان همگی از این کار ناتوان بودند.[۲۰]زندگیگاهشمار زندگی امام علیدر مکه۵۹۹مولادت۶۰۵مشروع حضور در خانه پیامبر(ص)۶۱۰منخستین پذیرنده دعوت پیامبر(ص) به اسلام۶۱۳محمایت از پیامبر در واقعه یوم‌الدار۶۱۶محضور در محاصره شعب ابی‌طالب۶۱۹مدرگذشت ابوطالب (پدر)۶۲۲ملیلة المبیت: خفتن به جای پیامبر(ص)در مدینه۶۲۲مهجرت به مدینه۲ق-۶۲۴مشرکت در غزوه بدر۲ق-۶۲۴مازدواج با فاطمه(س)۳ق-۶۲۵مشرکت در غزوه احد۴ق-۶۲۶مدرگذشت فاطمه بنت اسد (مادر)۵ق-۶۲۷مشرکت در غزوه احزاب و قتل عمرو بن عبدود۶ق-۶۲۸منگارش متن پیمان صلح حدیبیه به امر پیامبر(ص)۷ق-۶۲۹مفاتح قلعه خیبر در غزوه خیبر۸ق-۶۳۰مشرکت در فتح مکه و شکستن بتها به امر پیامبر(ص)۹ق-۶۳۱مجانشین پیامبر(ص) در مدینه در غزوه تبوک۹ق-۶۳۱ممأمور ابلاغ آیات برائت به مشرکان۹ق-۶۳۱محضور در واقعه مباهله۱۰ق-۶۳۲مشرکت در حجة الوداع۱۰ق-۶۳۲مواقعه غدیر خم۱۱ق-۶۳۲مدرگذشت پیامبر و تغسیل و تکفین وی به دست امام علی(ع)دوران خلفای سه‌گانه۱۱ق-۶۳۲مماجرای سقیفه بنی ساعده و آغاز خلافت ابوبکر۱۱ق-۶۳۲محمله به خانه علی(ع) برای گرفتن بیعت از او۱۱ق-۶۳۲مدرگذشت حضرت زهرا(س) (همسر)۲۳ق-۶۴۴مشرکت در شورای شش نفره عمر جهت تعیین خلیفه۳۵ق-۶۵۵مفرستان حسنین برای محافظت از عثمان۳۵ق-۶۵۵مبیعت مردم و آغاز دوره حکومت (حدود ۵۷‌سالگی)۳۶ق-۶۵۶مجنگ جمل۳۷ق-۶۵۷مجنگ صفین۳۸ق-۶۵۸مجنگ نهروان۴۰ق-۶۶۱مشهادت (حدود ۶۲سالگی) 
علی(ع) اولین مردی که به پیامبر ایمان آورد،[۲۱] امام اول شیعیان[۲۲] و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است.تولد تا هجرت
نوشتار اصلی: مولود کعبه
علی بن ابی‌طالب(ع)، جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل (۲۳ سال قبل از هجرت) در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۲۳][یادداشت ۱] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله شیخ صدوق، سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از عالمان اهل سنت مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی، متواتر می‌دانند.[۲۵]
علی(ع) در شش سالگی (۱۷ سال قبل از هجرت)، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از تأمین خانواده پرجمعیت خود ناتوان بود.[۲۶] امام علی(ع) در یکی از خطبه‌های خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۲۷]
پس از بعثت پیامبر (۱۳ سال پیش از هجرت)، علی(ع) نخستین مرد و خدیجه(س)، نخستین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آوردند.[۲۸][۲۹] علی(ع) که در آن هنگام ده سال داشت به همراه پیامبر(ص) به صورت پنهانی و در کوه‌های اطراف مکه نماز می‌گزاردند.[۳۰][۳۱] پس از آنکه پیامبر(ص) دعوت به اسلام را در سال سوم بعثت علنی کرد، در واقعه دعوت از خویشاوندان نزدیک که به «انذار عشیره» یا «واقعه یوم الدار» معروف است، علی(ع) از وی حمایت کرد و پیامبر(ص) در پاسخ، او را برادر، وصی و جانشین خود خواند.[۳۲] در سال ششم پیش از هجرت، مسلمانان توسط مشرکان در شعب ابی‌طالب، محاصره شدند و از خرید و فروش و رفت و آمد منع شدند. در این دوران ابوطالب برای حفظ جان پیامبر(ص) بارها علی(ع) را در جای خواب او خواباند.[۳۳] مدتی پس از شکسته‌شدن محاصره، ۳ سال پیش از هجرت، علی(ع) در ۱۹ سالگی، پدرش ابوطالب را از دست داد.[۳۴] پس از درگذشت ابوطالب، شرایط مسلمانان دشوارتر شد و پیامبر(ص) به فکر هجرت به مدینه افتاد. در شب هجرت و با آگاهی از توطئه مشرکان برای کشتن پیامبر(ص)، علی(ع)، در ۲۳ سالگی، در خوابگاه وی خوابید که به لیلة المبیت مشهور است.[۳۵] حضرت علی(ع) چند روز بعد و پس از ادای دیون پیامبر(ص) به همراه گروهی که در میان‌شان حضرت فاطمه(س) و فاطمه بنت اسد (مادر امام علی) نیز بودند، به مدینه رفت.[۳۶]پس از هجرت
وقتی پیامبر(ص) در مسیر هجرت به مدینه، به قبا رسید، حدود پانزده روز در آنجا منتظر ماند تا علی(ع) و همراهانش برسند.[۳۷] پس از ساختن مسجد النبی در مدینه، پیامبر در اولین خطبه خود، مهاجران و انصار را به برادریِ هم درآورد و علی(ع) را به برادری خویش برگزید.[۳۸] در سال دوم هجری، غزوه بدر میان مسلمانان و مشرکان درگرفت که طی آن، تعداد زیادی از لشکر دشمن از جمله چند نفر از سران قریش به دست علی(ع) کشته شدند.[۳۹] پس از غزوه بدر،[۴۰] حضرت علی(ع) در ۲۵ سالگی با فاطمه(س) ازدواج کرد؛[۴۱] با وجود اینکه حضرت فاطمه خواستگاران دیگری نیز داشت.[۴۲] پیامبر(ص) خود خطبه عقد آنها را خواند.[۴۳]
در سال سوم هجری، مشرکان برای جبران شکست بدر، جنگ اُحُد را علیه مسلمانان به راه انداختند.[۴۴] علی(ع) از کسانی بود که نبرد را رها نکرد و از جان پیامبر دفاع کرد[۴۵] و گفته شده در این نبرد ۱۶ زخم برداشت.[۴۶] کلینی و طبری گفته‌اند که جمله لا سَیفَ اِلّا ذوالفَقار، لا فَتی اِلّا عَلیّ را جبرئیل در این نبرد در مدح علی(ع) گفته است.[۴۷] در همین سال فرزند ارشد او، امام حسن مجتبی(ع) به دنیا آمد.[۴۸] در سال چهارم هجری، زمانی که امام علی(ع) ۲۷ ساله بود، مادرش، فاطمه بنت اسد، درگذشت.[۴۹] امام حسین(ع)، فرزند دوم علی(ع) و فاطمه(س) در همین سال به دنیا آمد.[۵۰]
پیامبر اکرم(ص): « لَأُعطیَنّ الرّایةَ غَداً رجُلاً یُحبُّه اللهُ و رسولُه، یَفتحُ اللهُ علی یَدَیه، لیسَ بفَرّارٍ»«فردا پرچم را به مردی خواهم سپرد که خدا و پیامبرش او را دوست می‌دارند. با دو دست او خدا پیروزمان می‌کند؛ کسی که از جنگ‌گریزی وارسته است.»
مغازی واقدی[۵۱]
در سال پنجم هجری، غزوه خندق رخ داد[۵۲] و با رشادت علی(ع) در کشتن عمرو بن عبدود به پایان رسید.[۵۳] سومین فرزند علی(ع) و فاطمه(س)، حضرت زینب(س) در همین سال به دنیا آمد.[۵۴] در سال ششم هجری پیمان‌نامه صلح حدیبیه میان پیامبر(ص) و قریش منعقد شد که کاتب آن، حضرت علی(ع) بود.[۵۵] ام کلثوم دختر امام علی (ع)، چهارمین فرزند امام علی(ع) در این سال به دنیا آمد.[۵۶] در شعبان همین سال، پیامبر(ص)، علی(ع) را مأمور سریه فدک و سرکوب یهودیان قرار داد.[۵۷] در سال هفتم هجری، نبرد خیبر روی داد.[۵۸] علی(ع) در این نبرد از پرچمداران سپاه بود[۵۹] و سپاه اسلام به رهبری او توانست خیبر را فتح کند.[۶۰] در سال هشتم هجری، علی(ع) در ۳۱ سالگی از پرچمداران سپاه پیامبر(ص) هنگام فتح مکه بود[۶۱] و در شکستن بت‌های کعبه، پیامبر(ص) را یاری کرد.[۶۲]
غزوه تبوک در سال نهم هجری درگرفت. پیامبر(ص) برای اولین بار علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه و محافظت از خانواده خویش منصوب کرد و این نبرد، تنها غزوه‌ای است که حضرت علی(ع) در آن حضور نداشته است.[۶۳] پس از شایعاتی که منافقان پراکندند، علی(ع) خود را به سپاه رساند و پیامبر(ص) را از آنچه در مدینه گذشته بود، آگاه کرد. پیامبر(ص) در پاسخ گفتند آیا از این خرسند نیستی که جایگاه تو نزد من، چون هارون نزد موسی باشد؟[۶۴] این گفته به حدیث منزلت مشهور است.[۶۵] علی(ع) در همین سال از سوی پیامبر(ص) به ابلاغ آیات برائت در هنگام اجتماع مشرکان در مکه، مأمور شد[۶۶] و علی(ع) بعدازظهر عید قربان این آیات را ابلاغ کرد.[۶۷] در ۲۴ ذی‌الحجه سال نهم[۶۸] پیامبر(ص) به همراه علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به مباهله با مسیحیان نجران برخاستند.[۶۹] در سال دهم هجری، پیامبر(ص)، علی(ع) را برای دعوت به اسلام به یمن فرستاد.[۷۰] در همین سال پیامبر به حج رفت.[۷۱] علی(ع) خود را از یمن به پیامبر(ص) رساند و در مکه به او ملحق شد.[۷۲] پیامبر(ص) پس از حج در منطقه غدیر خم، علی(ع) را جانشین و وصی خود قرار داد[۷۳] که به واقعه غدیر مشهور است. در این هنگام او ۳۳ سال داشت.پس از رحلت پیامبر(ص)
« فَصَبْرَتُ وَ فِى العَيْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً، أرى تُراثىِ نَهْباً»«به صبر گراییدم؛ در حالی که دیده از خار غم خسته بود و آوا در گلو شکسته، می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.»
نهج‌البلاغه، خطبه سوم[۷۴]
پیامبر(ص) در صفر سال ۱۱ هجری درگذشت.[۷۵] علی(ع) پس از رحلت پیامبر(ص) و در ۳۳ سالگی به امامت رسید.[۷۶] علی(ع) مشغول کفن و دفن پیامبر بود که گروهی در سقیفه، ابوبکر را برای خلافت برگزیدند. پس از خلافت ابوبکر، امام علی(ع) ابتدا از بیعت خودداری کرد[۷۷] ولی سرانجام با او بیعت کرد.[۷۸] شیعیان معتقدند این بیعت از روی اجبار بوده[۷۹] و شیخ مفید معتقد است امام علی(ع) هرگز بیعت نکرده است.[۸۰][۸۱] به عقیده شیعه، یاران خلیفه برای گرفتن بیعت به خانه علی(ع) حمله کردند[۸۲] که طی آن فاطمه(س) آسیب دید و فرزندش سقط شد.[۸۳] در همین ایام، ابوبکر فدک را غصب کرد[۸۴] و علی(ع) به دادخواهی از فاطمه(س) برخاست.[۸۵] فاطمه(س) پس از واقعه حمله به خانه، در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی در سال یازدهم هجری به شهادت رسید.[۸۶]
ابوبکر در سال ۱۳ هجری درگذشت[۸۷] و طبق وصیت او عمر بن خطاب به خلافت رسید.[۸۸] عمر در محرم سال ۱۴ هجری، برای نبرد با ساسانیان از مدینه خارج شد و در سرزمینی با نام صرار، اردو زد. او امام علی(ع) را به جای خود در مدینه قرار داد تا خود فرماندهی جنگ را به عهده بگیرد، اما پس از مشورت با برخی صحابه از جمله امام علی(ع)، از تصمیم خود منصرف شد و سعد بن ابی‌وقاص را به نبرد فرستاد.[۸۹] معادیخواه با استناد به نقلی از ابن اثیر گفته است علی(ع) در دوران خلیفه دوم، جز در سال‌های نخست آن، منصب قضاوت داشته است.[۹۰][۹۱] در سال شانزدهم (یا هفدهم) هجری[۹۲] به پیشنهاد علی(ع) و پذیرش عمر، هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه به عنوان مبدأ تاریخ اسلامی مشخص شد.[۹۳][۹۴] در سال ۱۷ هجری[۹۵] عمر برای فتح بیت‌المقدس راهی شام شد و امام علی(ع) را جانشین خود در مدینه قرار داد.[۹۶][۹۷] در همین سال[۹۸] عمر پس از اصرار و تهدید با ام کلثوم دختر امام علی (ع) و فاطمه(س) ازدواج کرد.[۹۹][۱۰۰] جانشینی علی(ع)، در سفر سال ۱۸ هجری عمر به شام نیز تکرار شده است.[۱۰۱] عمر پس از ترور و پیش از درگذشتش در سال ۲۳ هجری،[۱۰۲] شورایی شش‌نفره برای تعیین خلیفه بعد از خود تشکیل داد[۱۰۳] که علی(ع) عضو آن بود.[۱۰۴] عمر، عبدالرحمن بن عوف را به عنوان شخص تعیین‌کننده در شورا معرفی کرد. عبدالرحمن ابتدا از امام علی(ع) خواست به شرط عمل به کتاب خدا، سیره پیامبر و سیره ابوبکر و عمر عهده‌دار خلافت شود، اما امام علی(ع) شرط عمل به سیره شیخین را نپذیرفت و گفت «امید آن دارم که در محدوده دانش، توانایی و اجتهاد خود به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) عمل کنم».[۱۰۵] عبدالرحمن پس از آن شروط مذکور را با عثمان بن عفان در میان گذاشت و پس از پاسخ مثبت او، وی را عهده‌دار خلافت کرد.[۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸]
« فَيا للّهِ وَ لِلشُّورى ، مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِىَّ مَعَ الْأوَّلِ مِنْهُمْ حَتّى صِرْتُ اُقْرَنُ الى هذِهِ النَّظائِرِ»«داوری در آن شورا را به خدا واگذارم. کجا در شایستگی من در مقایسه با نخستین‌شان جای تردید بود که اینک در ردیف کسانی از این دست قرار گیرم؟»
نهج‌البلاغه، خطبه سوم[۱۰۹]
معادیخواه با تکیه بر نقل ابن جوزی در المنتظم گفته است علی(ع) در سال ۲۴ هجری، همچنان منصب قضاوت را بر عهده داشته است.[۱۱۰] در سال ۲۵ هجری[۱۱۱] عثمان دستور به جمع‌آوری و تدوین قرآن داد.[۱۱۲] سیوطی از امام علی(ع) نقل کرده که تدوین و جمع‌آوری قرآن با مشورت وی انجام شده است.[۱۱۳][۱۱۴] در سال ۲۶ هجری عباس بن علی(ع) پنجمین پسر علی(ع) متولد شد.[۱۱۵] در سال ۳۵ هجری، مردم مدینه در اثر نارضایتی از عثمان، خانه‌اش را محاصره کردند.[۱۱۶] علی(ع) پیش از آن از مدینه خارج شده بود.[۱۱۷] معادیخواه این خروج را به ینبع و به خواست عثمان دانسته است.[۱۱۸] طبق منابع اهل سنت، امام علی(ع)، حسنین را برای محافظت از خلیفه گمارد،[۱۱۹] اما شورشیان سرانجام عثمان را به قتل رساندند.[۱۲۰] پس از قتل عثمان، مردم پیرامون علی(ع) را گرفتند تا خلیفهٔ آنان باشد.[۱۲۱]دوران حکومت
علی(ع) در ذیحجه سال ۳۵ هجری، در ۵۸ سالگی، پس از قتل عثمان به خلافت رسید.[۱۲۲][۱۲۳] جز گروهی از نزدیکان عثمان و برخی یاران پیامبر(ص) که «قاعدین» (وانشستگان) خوانده شده‌اند،[۱۲۴] تمام صحابه مدینه با علی(ع) بیعت کردند.[۱۲۵] امام علی(ع)، دو روز پس از آغاز خلافت، در اولین خطبه خود خواستار برگردانده‌شدن اموالِ به ناحق تصرف‌شدهٔ در دوره عثمان شد[۱۲۶] و بر تقسیم عادلانه بیت‌المال تأکید کرد.[۱۲۷] در سال ۳۶ قمری، طلحه بن عبیدالله و زبیر بن عوام بیعت‌شان با علی(ع) را شکستند و در مکه به عایشه که خون‌خواه عثمان شده بود پیوستند[۱۲۸] و بعد به سوی بصره حرکت کردند.[۱۲۹] بدین ترتیب جنگ جمل، نخستین جنگ امام علی(ع)[۱۳۰] و نخستین جنگ داخلی مسلمانان،[۱۳۱] میان علی(ع) و ناکثین (بیعت‌شکنان) در نزدیکی بصره درگرفت.[۱۳۲] طلحه[۱۳۳] و زبیر[۱۳۴] در جنگ کشته شدند و عایشه به مدینه فرستاده شد.[۱۳۵] امام علی(ع) ابتدا به بصره رفت و فرمان عفو عمومی صادر کرد[۱۳۶] و در رجب سال ۳۶ وارد کوفه شد و آن‌جا را محل خلافت خویش قرار داد.[۱۳۷] در همین سال امام علی(ع) معاویه را به بیعت فراخواند و پس از امتناع معاویه، دستور به عزل او از حکومت شام داد.[۱۳۸] در شوال سال ۳۶ هجری، علی(ع) به سوی شام لشکر کشید.[۱۳۹] جنگ صفین در منطقه‌ای به همین نام، در آخر سال ۳۶ و ابتدای سال ۳۷ق درگرفت.[۱۴۰] معادیخواه معتقد است بر خلاف تاریخ صفر سال ۳۷ هجری که از سوی طبری و ابن‌اثیر ذکر شده، اوج جنگ در سال ۳۸ بوده است.[۱۴۱][۱۴۲] هنگامی که سپاه امام علی(ع) در حال پیروز شدن بود،[۱۴۳] سپاهیان معاویه با ترفند عمرو بن عاص، قرآن‌ها را بر نیزه کردند تا میان‌شان حکم کند.[۱۴۴] امام از روی ناچاری و تحت فشار شورشیان سپاه خود حکمیت را پذیرفت و به اجبار آنها، ابوموسی اشعری را حَکَم قرار داد.[۱۴۵] اما به فاصله کوتاهی از پذیرش حکمیت، اعتراض‌های جدیدی به امام علی (ع) در میان شورشیان شکل گرفت.[۱۴۶] عده‌ای به استناد دو آیه قرآن (سوره مائده، آیه ۴۴ و سوره حجرات، آیه ۹) خواهان ادامه جنگ با معاویه شدند و پذیرش حکمیت را کفر دانسته و از آن توبه کردند.[۱۴۷] شگفت آن‌که جمعی از معترضان همانهایی بودند که ساعاتی قبل حکمیت را بر امام علی (ع) تحمیل کرده بودند.[۱۴۸] آنان از امام خواستند از این کفر توبه کند و شروطی که با معاویه نهاده است، نقض کند. اما علی بن ابی‌طالب(ع) نقض حکمیت را نپذیرفت[۱۴۹] و تصمیم خود را بر ادامهٔ جنگ با شام در صورتی که حکمین طبق رأی قرآن حکم نکنند اعلام کرد.[۱۵۰]
«بارخدایا تو خود نیک می‌دانی که اینان را با کتاب تو کاری نیست. تو می‌دانی این گروهِ با قرآن بیگانه را، در پس این نمایش چه انگیزه‌ای است. تو خود میان ما و اینان حکم کن که تویی آن خدای حکیم که حکم‌ات زلال حقیقت است.»
اعیان‌الشیعه[۱۵۱]
هنگام حکمیت، ابوموسی اشعری نتیجه حکمیت را برکناری هر دو فرمانروا، یعنی معاویه و علی(ع)، از خلافت اعلام کرد[۱۵۲][۱۵۳] و سپس عمرو عاص خلافت را به معاویه واگذار کرد.[۱۵۴] پس از حکمیت[۱۵۵][۱۵۶] گروهی از یاران امام با آن مخالفت کردند و آن را به منزله برگشت از دین و شک در ایمان شمردند.[۱۵۷] در این میان گروهی که هسته اولیه خوارج را تشکیل دادند پذیرش حکمیت را کفر دانسته و از سپاه امام جدا گشتند و به جای کوفه به حرورا رفتند.[۱۵۸]
اعتراضات خوارج تا شش ماه پس از صفین ادامه داشت و به همین جهت علی(ع)، عبدالله بن عباس و صعصعة بن صوحان را برای گفتگو نزد آنها فرستاد. آنان تسلیم خواسته این دو نفر برای بازگشتن به جماعت نشدند. پس از آن امام علی(ع) از آنها خواست تا دوازده نفر را معین کرده و خود نیز همین تعداد را جدا کرده و با آنها به گفتگو نشست.[۱۵۹] علی(ع) نامه‌ای نیز به سران خوارج نوشت و از آنها دعوت کرد که به سوی مردم بازگردند اما عبدالله بن وهب با یادآوری حوادث صفین، تأکید کرد که علی(ع) از دین خارج شده و باید توبه نماید. امام پس از این نیز بارها توسط افرادی همچون قیس بن سعد و ابو ایوب انصاری خوارج را به‌سمت خود فراخواند و به آنها امان داد،[۱۶۰] اما پس از آنکه از تسلیم خوارج ناامید شد، سپاه ۱۴ هزار نفری خود را در مقابل آنها قرار داد. علی(ع) تاکید کرد که سپاه وی آغازگر نبرد نباشند و سرانجام نهروانیان جنگ را شروع کردند.[۱۶۱] با آغاز جنگ، به سرعت تمامی خوارج کشته و یا زخمی شدند. زخمی‌ها به تعداد چهارصد نفر، به خانواده‌هایشان تحویل داده شدند، و در مقابل، از سپاه علی(ع) تعدادی کمتر از ده نفر کشته شدند. از اجتماع خوارج در نهروان، کمتر از ۱۰ نفر فرار کردند که یکی از آنان عبدالرحمن بن ملجم مرادی، قاتل امام علی(ع) بود.[۱۶۲] ابن ملجم مرادی، در سحرگاه ۱۹ رمضان سال ۴۰ق در مسجد کوفه، علی(ع) را با ضربه شمشیر خود زخمی ساخت، و دو روز بعد در ۲۱ رمضان، امام علی(ع) در ۶۳ سالگی به شهادت رسید و مخفیانه دفن شد.[۱۶۳][یادداشت ۲]همسران و فرزندان
ازدواج با فاطمه زهرا (س)
نوشتار اصلی: ازدواج علی(ع) و فاطمه(س)
نخستین همسر امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، دختر پیامبر(ص) بود.[۱۶۵] پیش از علی(ع) افرادی مانند ابوبکر و عمر بن خطاب و عبدالرحمن بن عوف، ازدواج با فاطمه را از پیامبر درخواست کرده بودند، اما پیامبر(ص)، خود را در این باره تابع دستور خداوند دانست و به آنان پاسخ منفی داد.[۱۶۶] برخی منابع، ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) را اول ذی الحجه سال دوم هجری،[۱۶۷] برخی آن را در ماه شوال و گروهی ۲۱ محرم دانسته‌اند.[۱۶۸] امام علی و فاطمه، پنج فرزند داشته‌اند؛ حسن، حسین، زینب و ام کلثوم[۱۶۹] و محسن که پیش از تولد سقط شد.[۱۷۰][۱۷۱]
سایر همسران
امام علی(ع) در زمان حیات فاطمه(س)، با زن دیگری ازدواج نکرد،[نیازمند منبع] ولی پس از شهادت فاطمه(س)، همسرانی اختیار کرد؛ از جمله امامه دختر ابوالعاص بن ربیع که مادرش زینب، دختر پیامبر بوده است.[نیازمند منبع] ام البنین، دختر حزام بن دارم کلابیه، همسر دیگر امام علی(ع) بوده که فرزندان او عبارتند از حضرت عباس، عثمان، جعفر و عبدالله. همه فرزندان ام البنین در کربلا به شهادت رسیدند. لیلی دختر مسعود بن خالد، اسماء بنت عمیس خثعمی مادر یحیی و عون، ام حبیب دختر ربیعه تغلبیه موسوم به صهباء، خوله دختر جعفر بن قیس حنفیه، مادر محمد بن حنفیه، و همچنین ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی و محیاة دختر امرئ القیس بن عدی کلبی، از دیگر زنان امام علی(ع) بوده‌اند.[۱۷۲]
فرزندان
شیخ مفید در کتاب ارشاد، فرزندان امام علی(ع) را ۲۷ نفر دانسته است که تعداد آنها به همراه محسنِ سقط شده، ۲۸ فرزند می‌شود.[۱۷۳] فرزندان امام علی(ع) با توجه به مادران‌شان، در جدول زیر آمده است؛فاطمه(س)خولهام‌حبیبام‌البنینلیلااسماءام سعیدهمسران دیگر۱. حسن۶. محمد حنفیه۷. عمر۹. عباس۱۳. محمد اصغر۱۵. یحیی۱۶. ام الحسن۱۸. أم هانی
۱۹. خدیجه۲. حسین ۸. رقیه[۱۷۴]۱۰. جعفر۱۴. عبیدالله ۱۷. رمله۲۰.جمانه (أم جعفر)
۲۱. زینب صغری۳. زینب کبری  ۱۱. عثمان   ۲۲. أمامه
۲۳. رقیه صغری۴. زینب صغری  ۱۲. عبدالله   ۲۴. نفیسه
۲۵.ام‌سلمه۵. محسن      ۲۶. أم الکرام
۲۷. میمونه۲۸. فاطمه[۱۷۵]
 [نمایش]
امام علی (ع)
 
 حضور در غزوات
نوشتار اصلی: غزوات پیامبر
امام علی(ع) در غزوات و سریه‌های صدر اسلام، نقش مؤثری داشت و در همه غزوات جز غزوه تبوک همراه پیامبر(ص) جنگید.[۱۷۶] امام علی(ع) در بسیاری از غزوات پرچم‌دار اصلی سپاه اسلام بود.[۱۷۷] او همچنین در جنگ‌هایی که عموم مسلمانان در آن فرار کردند، در کنار پیامبر باقی ماند و به جنگ ادامه داد.[۱۷۸]
جنگ بدر
جنگ بدر، نخستین جنگ با فرماندهی پیامبر(ص)، میان مسلمانان و مشرکان قریش بود که در جمعه هفدهم رمضان سال ۲ق در کنار چاه‌های بدر روی داد.[۱۷۹] در این جنگ برخی بزرگان قریش همچون ابوجهل[۱۸۰] و عتبه بن ربیعه[۱۸۱] کشته شدند.
علی(ع) در نبرد تن به تن ابتدای جنگ، ولید بن عتبة بن ربیعه را از پای درآورد.[۱۸۲] در این جنگ نوفل ‌بن خویلد که پیامبر اسلام نفرینش کرده بود به دست امام علی(ع) کشته شد.[۱۸۳] همچنین حدود بیست نفر دیگر از مشرکان از جمله حنظله بن ابوسفیان و عاص بن سعید توسط امام علی(ع) کشته شدند.[۱۸۴] بعدها امام علی(ع) در نامه‌ای به معاویه نوشت: هنوز شمشیری که بوسیله آن جد تو (عتبه پدر هند جگرخوار) و دایی تو (ولید فرزند عتبه) و برادر تو (حنظله بن ابی‌سفیان) را کشتم، در نزد من است.[۱۸۵]
جنگ احد
در جنگ احد، پس از غلبه مشرکان در جنگ، بسیاری از مسلمانان از میدان جنگ فرار کرده و پیامبر را تنها گذاشتند. امام علی(ع) از معدود افرادی بود که فرار نکرد و به دفاع از پیامبر پرداخت.[۱۸۶] خود علی(ع) این واقعه را چنین نقل کرده که مهاجر و انصار به سوی خانه‌های خود فرار کردند، ولی من با وجود هفتاد زخم که بر بدن داشتم، از رسول‌الله دفاع کردم.‏[۱۸۷]
بنابر نقل منابع شیعه[۱۸۸] و اهل‌سنت[۱۸۹] به پاس فداکاری‌های امام علی(ع)، جبرئیل نازل شد و ایثار علی(ع) را نزد پیامبر(ص) ستود و گفت: این نهایت فداکاری است که او از خود نشان می‌دهد. رسول خدا(ص) جبرئیل را تصدیق کرد و گفت: «من از علی هستم و او از من است». سپس صدایی در آسمان پیچید که: «لاسیف الا ذوالفقار، و لا فتی الا علی؛ شمشیری چون ذوالفقار و جوانمردی همچون علی نیست».
جنگ خندق (احزاب)
در جنگ خندق، پیامبر(ص) درباره روش دفاع از مدینه با اصحاب خود مشورت کرد، سلمان فارسی پیشنهاد کرد که برای فاصله انداختن میان مسلمانان و مهاجمان، خندقی در اطراف مدینه حفر شود.[۱۹۰] دو سپاه چند روز در دو سوی خندق روبروی هم بودند و گاهی به هم سنگ و تیر می‌انداختند تا آنکه عمرو بن عبدود، از لشکر مشرکان، با چند نفر دیگر، از تنگ‌ترین جای خندق خود را به طرف دیگر آن رساندند. پس از چند بار مبارزه‌طلبی عمرو بن عبدود و سکوت مسلمانان، علی(ع) از پیامبر(ص) اجازه مبارزه خواست و پیامبر(ص) پذیرفت. علی(ع) بعد از درگیری با عمرو او را به زمین انداخت و کشت.[۱۹۱] رسول خدا(ص) پس از نبرد با عمرو فرمود: ضَربَةُ عَلیّ یومَ الخندقِ أفضلُ مِن عبادةِ الثقلَین (ترجمه: [ارزش] ضربتی که علی در روز خندق بر دشمن فرود آورد از عبادت جن و انس برتر است.) [۱۹۲]
مردی ز کننده در خیبر پرساسرار کرم ز خواجه قنبر پرسگر طالب فیض حق به صدقی حافظسرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس
دیوان حافظ شیرازی، ص۷۴۳
جنگ خیبر
جنگ خیبر در جمادی الاولی سال ۷ قمری رخ داد. پیامبر(ص) برای مقابله با توطئه‌چینی یهودیان دستور حمله به دژهای آنها را صادر کرد.[۱۹۳] بعد از آنکه افرادی همچون ابوبکر و عمر نتوانستند دژهای یهودیان را فتح کنند، پیامبر(ص) فرمود: «فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند». صبحگاهان علی(ع) را خواست و پرچم را به او داد.[۱۹۴] بنابر نقل شیخ مفید، علی(ع) به میدان رفت و درِ یکی از دژها را از جا کند و تا پایان جنگ، از آن به جای سپر استفاده کرد.[۱۹۵]
فتح مکه
رسول خدا(ص) در اوائل رمضان سال ۸ هجری، به قصد فتح مکه از مدینه خارج شد. پیامبر(ص) پرچمی را که ابتدا در دست سعد بن عباده بود، به‌خاطر اظهار سخنانی دال بر انتقام‌جویی، به دست علی(ع) داد.[۱۹۶] پس از فتح مکه، پیامبر(ص) بت‌های داخل کعبه را شکست و سپس به علی(ع) دستور داد بر دوش وی رود و بت خزاعه را از بالای کعبه به پایین اندازد.[۱۹۷]
جنگ حنین
جنگ حنین در سال ۸ هجری به وقوع پیوست و پرچمی از مهاجران به دست امام علی(ع) بود.[۱۹۸] در این جنگ، پس از حمله ناگهانی مشرکان، مسلمانان گریختند و تنها علی(ع) و چند نفر دیگر ثابت‌قدم ماندند و از پیامبر دفاع کردند.[۱۹۹]
جنگ تبوک
تنها جنگی که علی(ع) در کنار پیامبر(ص) حضور نداشت، غزوه تبوک بود. علی(ع) به دستور پیامبر(ص) در مدینه مانده بود تا در غیاب وی از توطئه‌های منافقان جلوگیری نماید. پس از ماندن علی(ع) در مدینه، منافقان اقدام به شایعه‌سازی کردند و علی(ع) برای دفع فتنه و شایعه آنها، فوراً سلاح برداشت و بیرون شهر به خدمت پیامبر(ص) رسید و جریان را به او اطلاع داد. در اینجا بود که رسول خدا(ص) عباراتی را گفت که به حدیث منزلت مشهور شده است: «برادرم علی، به مدینه بازگرد، زیرا برای اداره امور آنجا، جز من و تو شخص دیگری شایستگی ندارد. پس تو نماینده و جانشین من در میان اهل بیت من و خانه و قوم من هستی.‌ ای علی! آیا خشنود نمی‌شوی که نسبت به من، همانند هارون نسبت به موسی باشی؟ جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود».[۲۰۰]
سرایاسریه «علی بن ابی‌طالب(ع)» به «فدک» برای مقابله با «بنی سعد»- شعبان سال ششم.[۲۰۱]سریه «علی بن أبی طالب» برای خراب کردن بتخانه «فلس» در قبیله «بنی طیّ»- ربیع الآخر سال نهم.[۲۰۲]سریه «علی بن أبی طالب» به یمن - رمضان سال دهم.[۲۰۳]ماموریت به سوی یمن
حضرت محمد(ص) پس از فتح مکه و پیروزی در نبرد حنین در سال ۸ هجری، به گسترش دعوت خود پرداخت و از جمله معاذ بن جبل را به یمن فرستاد. او در حل برخی از مسائل درماند و بازگشت. سپس پیامبر خالد بن ولید را فرستاد. ولی او هم کاری از پیش نبرد و پس از شش ماه اقامت، بازگشت. آنگاه پیامبر خدا، علی را فراخواند و او را همراه نامه‌ای به یمن فرستاد. علی نامه را برای مردم یمن خواند و آنان را به توحید دعوت کرد. با تلاش وی، قبیله همْدان مسلمان شدند. علی خبر اسلام آوردن آنان را به پیامبر خدا گزارش داد. پیامبر شادمان شد و همدانیان را دعا کرد.[۲۰۴] در گزارش‌های دیگر، از درگیری علی با قبیله مذحج سخن به میان آمده است. بنابر گزارش‌های مذکور، امام علی(ع) به سرزمین آنان رفت و به اسلام دعوت‌شان کرد و چون نپذیرفتند و جنگ را در پیش گرفتند، با آنان جنگید و پس از فراری دادن آنان، دوباره به اسلام دعوت‌شان کرد و غنایم نبرد را جمع کرد و همراه با صدقات نجران، در موسم حج به پیامبر تحویل داد.[۲۰۵] پیامبر قضاوت در یمن را نیز بر عهده علی گذاشت و برای استواری در آن دعایش کرد. منابع تاریخی، نمونه‌هایی از این قضاوت‌ها را گزارش کرده‌اند.[۲۰۶]غدیر خم
نوشتار اصلی: واقعه غدیر

تابلوی غدیر اثر محمود فرشچیان
در سال دهم هجری پیامبر اسلام برای اولین بار پس از هجرت تصمیم به انجام حج تمتع گرفت.[۲۰۷] این تصمیم به اطلاع مسلمانان رسید و بسیاری همراه پیامبر عازم حج شدند.[۲۰۷] نامه‌ای نیز برای امام علی(ع) که برای جهاد[۲۰۸] به یمن رفته بود، نوشت و او را به حج فراخواند.‏[۲۰۹]
پس از اتمام حج، در منطقه غدیر خم که مردم از یکدیگر جدا شده و هر یک به شهر خود می‌رفتند، خداوند به پیامبر دستور داد توقف نموده و آنچه به او دستور داده شده است، ابلاغ کند.‏[۲۱۰]
پیامبر پس از آنکه نماز ظهر را به جماعت اقامه کرد، خطبه‌ای خواند و خطاب به مسلمانان فرمود: «أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟؛ آیا نمی‌دانید من به مؤمنان از خودشان أولی هستم؟». مردم گفتند: آری، می‌دانیم. سپس پیامبر دست امام علی(ع) را بلند کرده و فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ؛ هر که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آن‌که او را دوست دارد و دشمن او را دشمن بدار».[۲۱۱] بر اساس برخی منابع، پیامبر در پاسخ به برخی از اصحاب خود که پرسیدند این دستور خدا و پیامبرش است؟، فرمود بله، این دستور خداوند و رسول او است.[۲۱۲] پس از این خطبه، برخی صحابه همچون عمر بن خطاب به امام علی(ع) تبریک گفتند.[۲۱۳]
بنابر نظر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شده است که می‌فرماید: «امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم.»[۲۱۴]
امام علی پس از رحلت پیامبر اسلام در موقعیت‌هایی به واقعه غدیر و گفتار پیامبر در آن اشاره می‌کرد تا بر حقانیت خود تأکید کند.[۲۱۵] شیعیان با توجه به قرائنی که در خطبه غدیر وجود دارد، و همچنین گفتارها و اشعار مسلمانان که پس از آن در منابع ذکر شده، معتقدند که پیامبر(ص) در جریان واقعه غدیر، امام علی را به فرمان الهی امام علی(ع) به جانشینی خود منصوب کرد.[۲۱۶]سقیفه
نوشتار اصلی: واقعه سقیفه بنی‌ساعده
بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص)، در حالی که علی(ع) بنابر وصیت پیامبر[۲۱۷] و با کمک بنی هاشم مشغول تجهیز و تدفین بود، انصار به دلایلی مانند ترس از اینکه قریش بخواهد انتقام کشته‌شدگان در غزوات را از آنها بگیرد و نیز به این دلیل که می‌دانستند قریش زیر بار سفارش پیامبر(ص) در مورد جانشینی امام علی(ع) نخواهند رفت، جلسه‌ای در سقیفه بنی ساعده تشکیل دادند تا جانشین پیامبر را از میان انصار برگزینند.[۲۱۸] ابوبکر و عمر وقتی از این اجتماع آگاهی یافتند به همراه ابو عبیده جراح، عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان به محل اجتماع رفتند و پس از مشاجراتی که میان آنها واقع شد، در نهایت بدون توجه به واقعه غدیر، ابوبکر را به عنوان خلیفه معرفی کردند.[۲۱۹]پیشینه مخالفت‌ها با امام علی(ع)
دوران زندگی امام علی(ع)، شرایطی پرتلاطم، بسیار حساس و تأثیرگذار در سراسر تاریخ اسلام است؛ خصوصاً پس از به خلافت رسیدن وی که اختلافات زیادی در میان مسلمانان روی داد. عبدالرحیم قنوات در دانشنامه امام علی(ع) بر این باور است که منشأ بسیاری از اختلافات در زمانه پیامبر(ص) و علی(ع)، رقابت‌های خاندانی و قبیلگی در قریش و بین فرزندان عبدمناف بوده است.[۲۲۰] وی با اشاره به اختلافات میان فرزندان و نوادگان عبدمناف برای دستیابی به مناصب مکه،[۲۲۱] از تضعیف موقعیت بنی‌هاشم در برابر بنی‌امیه، پس از عبدالمطلب سخن گفته[۲۲۲] و تصریح کرده است که پس از آغاز فشارهای بنی‌امیه (معاویه) بر امام علی(ع) از آغاز خلافت، رقابت خانوادگی میان خاندان عبدالمطلب و خاندان حرب (پدربزرگ معاویه) به اوج خود رسید و بنی‌امیه در این مسیر تا جایی پیش رفتند که ایمان ابوطالب پدر علی(ع) را زیر سؤال بردند. این فشارها تا صد سال بعد و آغاز حکومت عباسیان ادامه داشت.[۲۲۳] به گفته قنوات، در دوران عباسیان نیز این فشارها با انگیزه دیگری ادامه یافت؛ چرا که نسب عباسیان به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر می‌رسید و از آنجا که او از ابتدا مسلمان نبود و حتی در جنگ بدر به دست پیامبر(ص) به اسارت درآمد، عباسیان در برابر فضایل و افتخارات علویان، احساس حقارت می‌کردند.[۲۲۴]
وقایع غزوه بدر، از رخدادهای مهمی دانسته شده که ریشه برخی منازعات کلامی و سیاسی در زمانه علی‌ بن ابی‌طالب(ع) بوده است.[۲۲۵] امام علی(ع) در جنگ بدر بیشترین سهم را در کشتن مشرکان داشته است؛ چرا که واقدی، کشته‌شدگان توسط امام علی را ۲۲ تن، ابن ابی‌الحدید، ۳۵ تن (نصف کشته‌شده‌ها) و شیخ مفید، ۳۶ تن ذکر کرده‌اند.[۲۲۶] حسن طارمی در دانشنامه جهان اسلام معتقد است ۱۳ تن از کشته‌شدگان به دست امام علی(ع)، از بزرگان قریش بوده‌اند؛ از جمله ابوجهل. این شکست و کشته‌شدن افراد سرشناس، برای مشرکان قریش شکست سنگینی بوده و به اعتبار و هیبت آنها لطمه زده است.[۲۲۷] بنابر شواهد تاریخی، قریشیان از روز بدر، کینه امام علی(ع) را به دل گرفتند و حتی پس از مسلمان شدن، با سرودن اشعاری، مردم قریش را به مبارزه با علی و شکستن بیعت خود تشویق می‌کرده‌اند[۲۲۸] و هیچ‌کس از یاران پیامبر(ص) را مانند حضرت علی(ع) دشمن به‌شمار نیاورده‌اند.[۲۲۹] رشک و حسادت برخی از هم‌رزمان امام(ع) به او نیز پس از بدر و همسو شدن این حسادت با کینه دشمنان، بعدها در جانشینی پیامبر(ص) و سرنوشت مسلمانان تأثیرگذار دانسته شده است.[۲۳۰]
سید حسن فاطمی در دانشنامه امام علی(ع)، علاقه حضرت محمد(ص) به علی(ع) را نیز یکی از علل کینه و حسادت قریش به او دانسته است.[۲۳۱] به گفته فاطمی، رویدادهای سقیفه و متعاقب آن، انتخاب ابوبکر به جانشینی پیامبر(ص)، پیش از رحلت وی در جریان بوده و گروهی برای کنار زدن علی(ع) برنامه‌ریزی کرده بوده‌اند.[۲۳۲] به عقیده او، ضربه خوردن منافقان و حسودان از شمشیر امام علی(ع) از یک‌سو و ضربه‌ای که مهاجران قریش از انصار مدینه خورده بودند از سوی دیگر، انصار را به تعجیل در انتخاب جانشین پیامبر(ص) از میان خود واداشت و ابوبکر و دیگر قریشیان مدینه از این فرصت بهره‌برداری کردند؛[۲۳۳] در حالی که امیرمؤمنان(ع) در حال کفن و دفن پیامبر(ص) بود.[۲۳۴]
پیامبر(ص):«همانا جانشینم و وارثم، که قرضم را ادا می‌کند و وعده‌هایم را به انجام می‌رساند، علی بن ابی‌طالب است.»
ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع)، ص۲۲۵.موضع امام علی(ع)
در روز سقیفه، علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و پس از آن در خصوص اصل بیعت و همینطور در مورد زمان بیعت، میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد.[۲۳۵] به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظره‎ای ملایم اما مفصّل و صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به دلیل تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ع) محکوم نمود. ابوبکر با پذیرش استدلال‌های امیر المومنین منقلب شده و تا مرز بیعت با علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر نیز پیش می‌رود، اما در نهایت با مشورت برخی یارانش از این کار منصرف می‌گردد.[۲۳۶] علی(ع) به مناسبت‌های مختلف و در سخنان متعددی به قضیه سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام یادآوری نموده است. خطبه شقشقیه از معروف‌ترین خطبه‌هایی است که وی در آن به این واقعه اشاره کرده است.[۲۳۷] به گزارش برخی منابع دیگر، علی(ع) پس از واقعه سقیفه و در زمان حیات حضرت زهرا(س) شب‌ها دختر پیامبر را سوار مرکبی‌ نموده‌ و به خانه‌ها‌ و محافل‌ انصار می‌برد و یاری می‌خواست و پاسخ می‌شنید: «ای دختر پیغمبر! ما با ابوبکر‌ بیعت‌ کرده‌ایم، اگر علی جلوتر آمده بود، از او عدول نمی‌کردیم». علی(ع) نیز جواب می‎داد: «آیا‌ پیغمبر‌ را دفن نکرده، درباره خلافت نزاع می‌کردم؟».[۲۳۸]
دفاع امام علی(ع) از حق خود در جانشینی رسول خدا(ص) منحصر به این موارد نبود. یکی از مهمترین وقایعی که امام علی(ع) در آن بر حق جانشینی خود تأکید کرده، واقعه‌ای است که به مُناشده (به معنای سوگند دادن به خداوند) معروف است. در جریان مناشده، امام علی(ع) صحابه پیامبر(ص) را به خدا قسم می‌دهد که در مورد آنچه از پیامبر(ص) در مورد امام علی(ع) شنیده‌اند شهادت دهند. آن‌چنان که علامه امینی نقل کرده، منابع متعددی از شیعیان و اهل سنت بر وقوع مناشده در رحبه در سال ۳۵ق یعنی ابتدای خلافت امام علی(ع) تصریح کرده‌اند که در آنها امام علی(ع) از صحابه رسول خدا(ص) می‌خواهد در مورد آنچه از پیامبر(ص) در روز غدیر در مورد جانشینی امام علی(ع) شنیده‌اند شهادت دهند.[۲۳۹] منابع شیعی به وقوع مناشده دیگری در شورای ۶ نفره تعیین خلافت عمر نیز اشاره کرده‌اند. در اخبار این مناشده، امام علی(ع) فهرست بلندی از وقایعی را بیان می‌کند که عمدتا در آنها پیامبر(ص) به حق جانشینی او تصریح کرده و اعضای شورا را به خدا قسم می‌دهد که آیا اینها را از پیامبر شنیده‌اند یا خیر؟ که با تأیید آنها مواجه می‌شود.[۲۴۰]دوران خلفای سه‌گانه
در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه، امام علی(ع) تقریباً از امور سیاسی و حکومتی به دور بود و تنها به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع‌آوری قرآنی که به مصحف امام علی(ع) مشهور شد، مشاوره به خلفا در امور گوناگون، انفاق به فقیران، خریدن حدود هزار برده و آزاد کردن آنان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد از جمله مسجد فتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر حمزه، مسجدی در میقات، و همچنین وقف اماکن و املاکی که درآمد سالانه آن تا ۴۰ هزار دینار برآورد شده است.[۲۴۱]
در ادامه به برخی از امور مهم این دوره اشاره می‌شود؛ابوبکر
با آغاز خلافت ابوبکر، رخدادهایی برای اهل بیت اتفاق افتاد؛ از جمله هجوم به خانه علی(ع) و گرفتن بیعت برای ابوبکر،[۲۴۲] تصرف و غصب فدک[۲۴۳] و شهادت حضرت فاطمه(س).
بیعت اجباری
خودداری امام علی(ع) از بیعت و اقدام عده‌ای از صحابه که با خلافت ابوبکر به مخالفت پرداختند، برای ابوبکر و عمر خطری جدی به‌شمار می‌آمد. بنابراین ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به این خطر پایان دهند و علی بن ابی‌طالب(ع) را به بیعت با ابوبکر مجبور کنند.[۲۴۴] بعد از اینکه چندین بار ابوبکر، قنفذ را به خانه امام علی(ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرد و علی(ع) نپذیرفت، عمر به ابوبکر گفت: خود برخیز تا نزد وی برویم. بدین ترتیب، ابو بکر، عمر، عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و قنفذ به خانه علی(ع) رفتند. وقتی این گروه به دَرِ خانه رسیدند، پس از اهانت به حضرت فاطمه(س) و کوبیدن در خانه بر او، در حالی که او میان در و دیوار مانده بود، و تازیانه زدن به او،[۲۴۵] به طرف امام علی(ع) حمله‌ور شدند و او را کشان‌کشان به‌سمت سقیفه بردند. وقتی امام علی(ع) را به مسجد بردند، از او خواستند تا با ابوبکر بیعت کند. امام(ع) پاسخ داد: «من به خلافت، سزاوارتر از شما هستم و با شما بیعت نخواهم کرد. سزاوارتر است شما با من بیعت کنید؛ چرا که شما با استناد به خویشاوندی پیامبر(ص)، خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما غصب می‌کنید».[۲۴۶]
درباره زمان این بیعت میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای بيعت علی(ع) را بعد از وفات حضرت فاطمه(س) و برخی دیگر، آن را چهل روز بعد و گروهی دیگر، شش ماه بعد دانسته‌اند.[۲۴۷] اما شیخ مفید معتقد است که علی بن ابی‌طالب(ع) هرگز با ابوبكر بيعت نكرد.[۲۴۸]
عملکرد امام در زمان خلافت ابوبکر
در زمان خلافت ابوبکر که در حدود دو سال طول کشید، علی(ع) علی‌رغم تمام محظورات، دستگاه خلافت را تا آنجا که رهنمودهایش را می‌پذیرفتند، راهنمایی می‌کرد. بنا بر اعتقاد علمای اهل سنّت، ابوبکر در کارهای مهم با علی(ع) مشورت می‌کرد،[۲۴۹] به صلاح‌دید او عمل می‌کرد و برای اینکه از مشورت او بهره‌مند باشد، به او اجازه نمی‌داد با سایر مسلمانان از مدینه خارج شود.[۲۵۰] امام علی(ع) هر چند از پذیرفتن هر نوع منصبی احتراز می‌کرد، اما با وجود این، در مواردی که طرف مشورت قرار می‌گرفت و مصلحت اسلام و مسلمانان اقتضا می‌کرد، از همکاری با خلیفه ابا نداشت. یعقوبی در این‌باره می‌نویسد: «از جمله کسانی که در زمان ابوبکر، فقه از او اخذ شد، علی بن ابی‌طالب بود».[۲۵۱] در زمینه جنگ‌ها و فتوحات در دوره ابوبکر، امام علی(ع) موضعی بی‌طرفانه‌ یا حداکثر مشاورانه‌ اتخاذ کرد و در هیچ‌یک از آنها شرکت نداشت. طبق بعضی از گزارش‌های تاریخی‌، ابوبکر برای فتح‌ شام از اصحاب نظرخواهی کرد و تنها نظر علی(ع) را پذیرفت‌.[۲۵۲]عمر
ابوبکر در وصیت خود که توسط عثمان نوشته شد، مردم را به پیروی از عمر فراخواند و اعلام کرد: «من عمر بن خطّاب را به عنوان حاکم بر شما منصوب کردم. به او گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید».[۲۵۳] امام علی(ع) در مقابل این اقدام سکوت کرد، اما سال‌ها بعد، این انتصاب را مذموم و ناحق دانست و این کار را چنین توصیف کرد: «جای بسی شگفتی و حیرت است که ابوبکر در زمان حیاتش، فسخ بیعت مردم را درخواست می نمود (از آنجایی که می‌گفت مرا رها کنید که بهترینِ شما نیستم)، ولی بندهای خلافت را برای بعد از مرگش به سوی دیگری محکم می‌کرد. این دو نفر (ابوبکر و عمر)، پستان‌های شتر خلافت را به‌سختی دوشیدند! در صورتی که برجستگی من نسبت به آن اشخاص، به‌قدری است که من مانند رودی هستم که از آن، سیل خِرد جاری است و هیچ‌کس را یارای آن نیست که بتواند خود را به قله دانایی من برساند... و من شجاعانه در این مدت طولانی با شدت اندوه، صبر کردم».[۲۵۴]
عملکرد امام در زمان خلافت عمر
خلافت عمر ده سال طول کشید و امام علی(ع) همان‌طور که در زمان ابوبکر، مسندی را بر عهده نگرفت، در زمان عمر نیز از پذیرش هرگونه مسئولیتی خودداری کرد؛ اما به‌عنوان یک مشاور در کنار عمر بود و بارها عمر را با راهنمایی‌های خود یاری کرد؛[۲۵۵] چنانکه مورّخان اهل سنت گفته‌اند، عمر کاری را بدون مشورت علی انجام نمی‌داد؛ زیرا به خردمندی و دقّت نظر و دین‌داری او معتقد بود.[۲۵۶] على بن ابى‌طالب در برابر فتوحات اين دوران‌، همان موضعى را اتخاذ كرد كه در دوران‌ خليفه اوّل در پيش گرفته بود؛ اما چون در اين عصر، فتوحات دامنه گسترده‌ترى‌ داشت‌، نقش على‌(ع) نسبت به دوران ابوبكر در اين باره‌، ملموس‌تر و چشمگيرتر بود. در هيچ‌یک از مآخذ تاريخى و حديثى‌، شركت على‌(ع) در فتوحات اين دوران گزارش نشده است. در هیچ یک از منابع این دوره، دیده نشده است که عُمَر از علی بن ابی‌طالب(ع) نظر مشورتى بخواهد، و امام علی(ع) امتناع کند؛ بلكه‌ بنابر روايتى از امام باقر(ع)، عمر امور حكومت را كه از مهمترين آنها مسئله فتوحات بود، با نظرخواهى از على‌(ع) به سامان مى‌رساند.[۲۵۷] از سویی دیگر، اصحاب و پيروان على(ع) در فتوحات دوران عمر، نقش بسزايى‌ داشتند.[۲۵۸]عثمان
علی در شورای شش نفره
نوشتار اصلی: شورای شش‌نفره
شورای شش نفره، گروهی بودند که عمر بن خطاب پیش از مرگش در سال ۲۳ق برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد که منجر به انتخاب عثمان بن عفان به‌عنوان سومین خلیفه مسلمانان شد. عُمَر همگان را ملزم به پذیرش نظر شورا کرد و دستور داد گردن مخالفان زده شود.[۲۵۹] امام علی(ع) با توجه به جهت‌گیری اعضای انتخاب شده، پیش‌بینی کرده بود که شورا منجر به انتخاب عثمان خواهد شد.[۲۶۰] اعضای این شورا عبارت بودند از علی بن ابی‌طالب(ع)، عثمان بن عفان، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف.[۲۶۱]
عملکرد امام در دوران خلافت عثمان
علی(ع) در عصر خلافت عثمان بر خلاف گذشته‌، کمتر در صحنه حضور می‌یافت و به‌ندرت به مشورت و همکاری در امور حکومت می‌پرداخت‌. از این‌رو هیچ گزارشی در مآخذ تاریخی مبنی بر راهنمایی و ارائه نظر در امر فتوحات از سوی امام علی(ع) وجود ندارد. علت چنین رویکردی را باید در تفاوت شیوه خلافت عثمان با خلفای پیشین دانست‌. عثمان با مخالفت آشکار با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص)، تعطیلی حدود الهی‌، حیف و میل بیت‌المال و بخشش‌های بی‌حساب و کتاب به نزدیکان و خاندان اموی، واگذاری‌ مناصب و پست‌های مهم حکومتی به خاندان بنی‌امیه و بنی ابی‌معیط و سرانجام ضرب و شتم یاران پیامبر(ص) و تبعید آنان، از امام‌ علی‌ فاصله گرفت و امام‌ به سبب صدور چنین اعمالی از عثمان که در تضاد آشکار با قرآن و سیره رسول خدا بود، به همکاری با عثمان به شیوه همکاری با خلفای پیشین حاضر نشد. با این همه‌، مآخذ تاریخی از حضور بعضی از یاران‌ امیر مؤمنان‌ همانند حذیفة بن یمان، سلمان فارسی و ـبنا بر قولی‌ـ براء بن عازب در فتوحات دوران خلافت عثمان خبر داده‌اند.[۲۶۲]
موضع امام علی(ع) در قتل عثمان
بنابر منابع تاریخ اسلام، امام علی(ع) با قتل عثمان مخالف بود و برای جلوگیری از قتل او، دو فرزندش حسن و حسین(ع) و چند تن دیگر را به نگهبانی از خانه او مأمور کرد.[۲۶۳][۲۶۴] به نقل برخی منابع، او پس از اطلاع از قتل عثمان گریست و نگهبانان خانهٔ او را توبیخ کرد و گفت که هیچ توجیهی برای قتل عثمان وجود ندارد.[۲۶۵] سید جعفر مرتضی با توجه به قرائن تاریخی مانند مخالفت جدی حضرت علی(ع) با عملکرد عثمان و وجود اخبار معارض با این خبر، مانند رد پیشنهاد کمک امام حسن(ع) از سوی عثمان، این امر را بعید و غیر قابل قبول دانسته است. او با استدلال به فرموده امام علی(ع) مبنی بر خوشحال نشدن و ناراحت نشدن از قتل عثمان و همچنین سیره وی در برخورد با ظالمان و یاری مظلومان، به نقل از باقر شریف قرشی در کتاب حیاة الإمام الحسن(ع) می‌گوید: این جریان بر فرض وقوع، به خاطر دفع تهمت از حسنین(ع) نسبت به شراکت در خون عثمان بوده است.[۲۶۶] سید مرتضی پس از تردید در فرستادن حسنین(ع) توسط امیرالمؤمنین(ع)، علت آن را جلوگیری از قتل عمدی او و رساندن آب و غذا به خانواده او می‌داند، نه جلوگیری از برکناری او از خلافت؛ چرا که عثمان به جهت کارهای ناروایش مستحق خلع از خلافت بود.[۲۶۷] پیش از قتل عثمان نیز امام علی(ع) بارها وساطت کرد و کمک‌هایی به او رساند؛ برای نمونه وقتی معترضان وی را محاصره کردند و آب را بر او بستند، امام علی(ع) آب و غذا به او رساند.[۲۶۸]
نخستین امام شیعیان ]
ادامه نوشته

زندگینامه حضرت محمد

زندگي نامه ي حضرت محمد (ص)

تولد و کودکي
بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول ( برابر 25آوريل 570 ميلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد. زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزيزش ، محمد را به دايه ای به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهای شهر پرورش يابد . " حليمه " زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زيادی پيدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمي کرد. کسی نمي دانست اين کودک يتيم که دايه های ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند ، روزی و روزگاری پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود . " حليمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی رسيده بود به مکه باز گردانيد . دو سال بعد که " آمنه " برای ديدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت ، فرزند دلبندش را نيز همراه برد . پس از يک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربين راه ، در محلی بنام " ابواء " جان به جان آفرين تسليم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنج يتيمی در روح و جان لطيفش دو چندان اثر کرد . سپس زنی به نام ام ايمن اين کودک يتيم ، اين نوگل پژمرده باغ زندگی را همراه خود به مکه برد . اين خواست خدا بود که اين کودک در آغاز زندگی از پدر و مادر جدا شود ، تا رنجهای تلخ و جانکاه زندگی را در سرآغاز زندگانی بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد ، تا در آينده ، رنجهای انسانيت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نيک دريابد . از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش يافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پيشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عميقی نشان مي داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نيز محروم شد . نگرانی " عبد المطلب " در واپسين دم زندگی بخاطر فرزند زاده عزيزش محمد بود . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خويش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستی عمش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود . ابو طالب تا آخرين لحظه های عمرش ، يعنی تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهربانی ، از برادرزاده عزيزش پرستاری و حمايت کرد . حتی در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سيه دل ، برای نابودی " محمد " دست در دست يکديگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمايت برادر زاده اش سپر بلا کرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت .

 

نوجوانی و جواني
آرامش و وقار و سيمای متفکر " محمد " از زمان نوجوانی در بين همسن و سالهايش کاملا مشخص بود . به قدری ابو طالب او را دوست داشت که هميشه مي خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش کشد و نگذارد درد يتيمی  او را آزار دهد . در سن 12سالگی بود که عمويش ابو طالب او را همراهش به سفر تجارتی - که آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد . درهمين سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام ( سوريه فعلی ) بود ، ابو طالب به " راهبی " مسيحی که نام وی  " بحيرا " بود برخورد کرد . بحيرا هنگام ملاقات محمد - کودک ده يا دوازده ساله - از روی نشانه هايی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمينان دريافت که اين کودک همان پيغمبر آخر الزمان است . باز هم برای اطمينان بيشتر او را به لات و عزی - که نام دو بت از بتهای  اهل مکه بود - سوگند داد که در آنچه از وی  مي پرسد جز راست و درست بر زبانش نيايد . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من اين دو بت را که نام بردی دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده ! بحيرا يقين کرد که اين کودک همان پيامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی  و چيزی عقيده ندارد . بحيرا به ابو طالب سفارش زياد کرد تا او را از شر دشمنان بويژه يهوديان نگاهبانی کند ، زيرا او در آينده مأموريت بزرگی به عهده خواهد گرفت . محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . در اين دوران که برای افراد عادی ، سن ستيزه جويی و آلودگی به شهوت و هوسهای زودگذر است ، برای محمد جوان ، سنی  بود همراه با پاکی ، راستی و درستی ، تفکر و وقار و شرافتمندی و جلال . در راستی  و درستی و امانت بی مانند بود . صدق لهجه ، راستی  کردار ، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگيهای  محيط آلوده مکه بر کنار ، دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکيزه بود بحدی  که موجب شگفتی همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به " محمد امين " مشهور گرديد . " امين " يعنی درست کار و امانتدار . در چهره محمد از همان آغاز نوجوانی و جوانی  آثار وقار و قدرت و شجاعت و نيرومندی آشکار بود . در سن پانزده سالگی در يکی  از جنگهای قريش با طايفه " هوازن " شرکت داشت و تيرها را از عموهايش بر طرف مي کرد . از اين جا مي توان به قدرت روحی و جسمی محمد پی برد . اين دلاوری بعدها در جنگهای اسلام با درخشندگی  هر چه ببيشتر آشکار مي شود ، چنانکه علی ( ع ) که خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد ( ص ) گفت : " هر موقع کار در جبهه جنگ بر ما دشوار مي شد ، به رسول خدا پناه مي برديم و کسی از ما به دشمن از او نزديکتر نبود " با اين حال از جنگ و جدالهای بيهوده و کودکانه پرهيز مي کرد . عربستان در آن روزگار مرکز بت پرستی بود . افراد يا قبيله ها بتهايی از چوب و سنگ يا خرما مي ساختند و آنها را مي پرستيدند . محيط زندگی محمد به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستيز آلوده بود ، با اين همه آلودگی محيط ، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاکی آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستی همچنان پاک ماند . روزی ابو طالب به عباس که جوانترين عموهايش بود گفت : " هيچ وقت نشنيده ام محمد ( ص ) دروغی بگويد و هرگز نديده ام که با بچه ها در کوچه بازی کند " . از شگفتيهای جهان بشريت است که با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتی به کارهای زشت خود افتخار مي کردند و زنان بدکار بر بالای بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند ، محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکيزه زيست که هيچکس - حتی دشمنان - نتوانستند کوچکترين خرده ای بر او بگيرند . کيست که سيره و رفتار او را از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پيری بخواند و در برابر عظمت و پاکی روحی و جسمی او سر تعظيم فرود نياورد ؟ !

يادی از پيمان جوانمردان يا ( حلف الفضول )
در گذشته بين برخی از قبيله ها پيمانی به نام " حلف الفضول " بود که پايه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بيچارگان بود و پايه گذاران آن کسانی بودند که اسمشان " فضل " يا از ريشه " فضل " بود . پيمانی  که بعدا عده ای از قريش بستند هدفی جز اين نداشت . يکی از ويژگيهای اين پيمان ، دفاع از مکه و مردم مکه بود در برابر دشمنان خارجی . اما اگر کسی غير از مردم مکه و هم پيمانهای  آنها در آن شهر زندگی مي کرد و ظلمی بر او وارد مي شد ، کسی به دادش نمي رسيد . اتفاقا روزی مردی از قبيله بنی  اسد به مکه آمد تا اجناس خود را بفروشد . مردی از طايفه بن سهم کالای او را خريد ولی قيمتش را به او نپرداخت . آن مرد مظلوم از قريش کمک خواست ، کسی به دادش نرسيد . ناچار بر کوه ابو قبيس که در کنار خانه کعبه است ، بالا رفت و اشعاری درباره سرگذشت خود خواند و قريش را به ياری  طلبيد . دادخواهی او عده ای  از جوانان قريش را تحت تأثير قرار داد . ناچار در خانه عبد الله پسر جدعان جمع شدند تا فکری به حال آن مرد کنند . در همان خانه که حضرت محمد ( ص ) هم بود پيمان بستند که نگذارند به هيچکس ستمی شود ، قيمت کالای آن مرد را گرفتند و به او برگرداندند. بعدها پيامبر اکرم ( ص ) از اين پيمان ، به نيکی ياد مي کرد . از جمله فرمود : " در خانه عبد الله جدعان شاهد پيمانی  شدم که اگر حالا هم - پس از بعثت به پيامبری - مرا به آن پيمان دعوت کنند قبول مي کنم . يعنی حالا نيز به عهد و پيمان خود وفادارم " . محمد ( ص ) در سن بيست سالگی به اين پيمان پيوست ، اما پيش از آن - همچنان که بعد از آن نيز - به اشخاص فقير و بينوا و کودکان يتيم و زنانی  که شوهرانشان را در جنگها از دست داده بودند ، محبت بسيار مي کرد و هر چه مي توانست از کمک نسبت به محرومان خودداری نمي نمود . پيوستن وی نيز به اين پيمان چيزی جز علاقه به دستگيری بينوايان و رفع ستم از مظلومان نبود .

ازدواج محمد ( ص )
وقتی امانت و درستی محمد ( ص ) زبانزد همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم مکه بنام خديجه دختر خويلد که پيش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زياد و عفت و تقوايی  بی نظير داشت ، خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به محمد ( ص ) بدهد . محمد ( ص ) اين پيشنهاد را پذيرفت . خديجه " ميسره " غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد . وقتی " ميسره " و " محمد " از سفر پر سود شام برگشتند ، ميسره گزارش سفر را جزء به جزء به خديجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) حکايتها گفت ، از جمله برای خديجه تعريف کرد : وقتی به " بصری " رسيديم ، امين برای استراحت زير سايه درختی نشست . در اين موقع ، چشم راهبی که در عبادتگاه خود بود به " امين " افتاد . پيش من آمد و نام او را از من پرسيد و سپس چنين گفت : " اين مرد که زير درخت نشسته ، همان پيامبری است که در ( تورات ) و ( انجيل ) درباره او مژده داده اند و من آنها را خوانده ام " . خديجه شيفته امانت و صداقت محمد ( ص ) شد . چندی بعد خواستار ازدواج با محمد گرديد . محمد ( ص ) نيز اين پيشنهاد را قبول کرد . در اين موقع خديجه چهل ساله بود و محمد ( ص ) بيست و پنج سال داشت . خديجه تمام ثروت خود را در اختيار محمد ( ص ) گذاشت و غلامانش رانيز بدو بخشيد . محمد ( ص ) بيدرنگ غلامانش را آزاد کرد و اين اولين گام پيامبر در مبارزه با بردگی بود . محمد ( ص ) مي خواست در عمل نشان دهد که مي توان ساده و دور از هوسهای زود گذر و بدون غلام و کنيز زندگی کرد . خانه خديجه پيش از ازدواج پناهگاه بينوايان و تهيدستان بود . در موقع ازدواج هم کوچکترين تغييری  - از اين لحاظ - در خانه خديجه بوجود نيامد و همچنان به بينوايان بذل و بخشش مي کردند . حليمه دايه حضرت محمد ( ص ) در سالهای قحطی و بی بارانی به سراغ فرزند رضاعي اش محمد ( ص ) مي آمد . محمد ( ص ) عبای خود را زير پای او پهن مي کرد و به سخنان او گوش مي داد و موقع رفتن آنچه مي توانست به مادر رضاعی ( دايه ) خود کمک مي کرد . محمد امين بجای  اينکه پس از در اختيار گرفتن ثروت خديجه به وسوسه های  زودگذر دچار شود ، جز در کار خير و کمک به بينوايان قدمی بر نمي داشت و بيشتر اوقات فراغت را به خارج مکه مي رفت و مدتها در دامنه کوهها و ميان غار مي نشست و در آثار صنع خدا و شگفتيهای جهان خلقت به تفکر مي پرداخت و با خدای جهان به راز و نياز سرگرم مي شد . سالها بدين منوال گذشت ، خديجه همسر عزيز و باوفايش نيز مي دانست که هر وقت محمد ( ص ) در خانه نيست ، در " غار حرا " بسر مي برد . غار حرا در شمال مکه در بالای کوهی قرار دارد که هم اکنون نيز مشتاقان بدان جا مي روند و خاکش را توتيای چشم مي کنند . اين نقطه دور از غوغای شهر و بت پرستی و آلودگيها ، جايی است که شاهد راز و نيازهای محمد ( ص ) بوده است بخصوص در ماه رمضان که تمام ماه را محمد ( ص ) در آنجا بسر مي برد . اين تخته سنگهای سياه و اين غار ، شاهد نزول " وحی " و تابندگی انوار الهی بر قلب پاک " عزيز قريش " بوده است . اين همان کوه " جبل النور " است که هنوز هم نور افشانی مي کند .

آغاز بعثت
محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد . درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست . محمد ( ص ) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود . جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند . محمد ( ص ) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری  است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .

نخستين مسلمانان
پيامبر ( ص ) دعوت به اسلام را از خانه اش آغاز کرد . ابتدا همسرش خديجه و پسر عمويش علی به او ايمان آوردند . سپس کسان ديگر نيز به محمد ( ص ) و دين اسلام گرويدند . دعوتهای نخست بسيار مخفيانه بود . محمد ( ص ) و چند نفر از ياران خود ، دور از چشم مردم ، در گوشه و کنار نماز مي خواندند . روزی سعد بن ابی وقاص با تنی چند از مسلمانان در دره ای خارج از مکه نماز مي خواند . عده ای از بت پرستان آنها را ديدند که در برابر خالق بزرگ خود خضوع مي کنند . آنان را مسخره کردند و قصد آزار آنها را داشتند . اما مسلمانان در صدد دفاع بر آمدند .

دعوت از خويشان و نزديکان
پس از سه سال که مسلمانان در کنار پيامبر بزرگوار خود به عبادت و دعوت مي پرداختند و کار خود را از ديگران پنهان مي داشتند ، فرمان الهی فرود آمد : " فاصدع بما تؤمر... آنچه را که بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی بگردان " . بدين جهت ، پيامبر ( ص ) مأمور شد که دعوت خويش را آشکار نمايد ، برای  اين مقصود قرار شد از خويشان و نزديکان خود آغاز نمايد و اين نيز دستور الهی  بود : " وأنذر عشيرتک الاقربين . نزديکانت را بيم ده " . وقتی اين دستور آمد ، پيامبر ( ص ) به علی که سنش از 15سال تجاوز نمي کرد دستور داد تا غذايی فراهم کند و خاندان عبد المطلب را دعوت نمايد تا دعوت خود را رسول مکرم ( ص ) به آنها ابلاغ فرمايد . در اين مجلس حمزه و ابو طالب و ابو لهب و افرادی نزديک يا کمی بيشتر از 40نفر حاضر شدند . اما ابو لهب که دلش از کينه و حسد پر بود با سخنان ياوه و مسخره آميز خود ، جلسه را بر هم زد . پيامبر ( ص ) مصلحت ديد که اين دعوت فردا تکرار شود . وقتی حاضران غذا خوردند و سير شدند ، پيامبر اکرم ( ص ) سخنان خود را با نام خدا و ستايش او و اقرار به يگانگي اش چنين آغاز کرد: " ... براستی هيچ راهنمای جمعيتی به کسان خود دروغ نمي گويد . به خدايی که جز او خدايی نيست ، من فرستاده او به سوی شما و همه جهانيان هستم . ای خويشان من ، شما چنانکه به خواب مي رويد مي ميريد و چنانکه بيدار مي گرديد در قيامت زنده مي شويد ، شما نتيجه کردار و اعمال خود را مي بينيد . برای نيکوکاران بهشت ابدی خدا و برای بدکاران دوزخ ابدی خدا آماده است . هيچکس بهتر از آنچه من برای شما آورده ام ، برای شما نياورده . من خير دنيا و آخرت را برای شما آورده ام . من از جانب خدا مأمورم شما را به جانب او بخوانم . هر يک از شما پشتيبان من باشد برادر و وصی و جانشين من نيز خواهد بود " . وقتی سخنان پيامبر ( ص ) پايان گرفت ، سکوت کامل بر جلسه حکمفرما شد . همه درفکر فرو رفته بودند . عاقبت حضرت علی ( ع ) که نوجوانی  15ساله بود برخاست و گفت : ای پيامبر خدا من آماده پشتيبانی  از شما هستم . رسول خدا ( ص ) دستور داد بنشيند . باز هم کلمات خود را تا سه بار تکرار کرد و هر بار علی  بلند مي شد . سپس پيامبر ( ص ) رو به خويشان خود کرد و گفت : اين جوان ( علی ) برادر و وصی و جانشين من است ميان شما . به سخنان او گوش دهيد و از او پيروی کنيد . وقتی جلسه تمام شد ، ابو لهب و برخی  ديگر به ابو طالب پدر علی ( ع ) مي گفتند : ديدی ، محمد دستور داد که از پسرت پيروی  کنی ! ديدی او را بزرگ تو قرار داد ! اين حقيقت از همان سرآغاز دعوت پيغمبر ( ص ) آشکار شد که اين منصب الهی : نبوت و امامت ( وصايت و ولايت ) از هم جدا نيستند و نيز روشن شد که قدرت روحی و ايمان و معرفت علی ( ع ) به مقام نبوت به قدری زياد بوده است که در جلسه ای که همه پيران قوم حاضر بودند ، بدون ترديد ، پشتيبانی خود را - با همه مشکلات - از پيامبر مکرم ( ص ) اعلام مي کند .

دعوت عمومي
سه سال از بعثت گذشته بود که پيامبر ( ص ) بعد از دعوت خويشاوندان ، پيامبری خود را برای عموم مردم آشکار کرد . روزی بر کوه " صفا " بالا رفت و با صدای بلند گفت : يا صباحاه ! ( اين کلمه مانند زنگ خطر و اعلام آمادگی است ) . عده ای از قبايل به سوی پيامبر ( ص ) شتافتند . سپس پيامبر رو به مردم کرده گفت : " ای مردم اگر من به شما بگويم که پشت اين کوه دشمنان شما کمين کرده اند و قصد مال و جان شما را دارند ، حرف مرا قبول مي کنيد ؟ همگی گفتند : ما تاکنون از تو دروغی نشنيده ايم . سپس فرمود : ای مردم خود را از آتش دوزخ نجات دهيد . من شما را از عذاب دردناک الهی  مي ترسانم . مانند ديده بانی که دشمن را از نقطه دوری مي بيند و قوم خود را از خطر آگاه مي کند ، منهم شما را از خطر عذاب قيامت آگاه مي سازم " . مردم از مأموريت بزرگ پيامبر ( ص ) آگاه تر شدند. اما ابو لهب نيز در اين جا موضوع مهم رسالت را با سبکسری پاسخ گفت .

نخستين مسلمين
به محض ابلاغ عمومی رسالت ، وضع بسياری از مردم با محمد ( ص ) تغيير کرد . همان کسانی  که به ظاهر او را دوست مي داشتند ، بنای اذيت و آزارش را گذاشتند. آنها که در قبول دعوت او پيشرو بودند ، از کسانی بودند که او را بيشتر از هر کسی مي شناختند و به راستی کردار و گفتارش ايمان داشتند . غير از خديجه و علی و زيد پسر حارثه - که غلام آزاد شده حضرت محمد ( ص ) بود - ، جعفر فرزند ابو طالب و ابوذر غفاری و عمرو بن عبسه و خالد بن سعيد و ابوبکر و ... از پيشگامان در ايمان بودند ، و اينها هم در آگاه کردن جوانان مکه و تبليغ آنها به اسلام از کوشش دريغ نمي کردند . نخستين مسلمانان : بلال - ياسر و زنش سميه - خباب - أرقم - طلحه - زبير - عثمان - سعد و ... ، روی هم رفته در سه سال اول ، عده پيروان محمد ( ص ) به بيست نفر رسيدند 

آزار مخالفان
کم کم صفها از هم جدا شد . کسانی که مسلمان شده بودند سعی مي کردند بت پرستان را به خدای يگانه دعوت کنند . بت پرستان نيز که منافع و رياست خود را بر عده ای نادانتر از خود در خطر مي ديدند مي کوشيدند مسلمانان را آزار دهند و آنها را از کيش تازه برگردانند . مسلمانان و بيش از همه ، شخص پيامبر عاليقدر از بت پرستان آزار مي ديدند . يکبار هنگامی که پيامبر ( ص ) در کعبه مشغول نماز خواندن بود و سرش را پايين انداخته بود ، ابو جهل - از دشمنان سرسخت اسلام - شکمبه شتری که قربانی  کرده بودند روی گردن مبارک پيغمبر ( ص ) ريخت . چون پيامبر ، صبح زود ، برای  نماز از منزل خارج مي شد ، مردم شاخه های خار را در راهش مي انداختند تا خارها در تاريکی در پاهای مقدسش فرو رود . گاهی مشرکان خاک و سنگ به طرف پيامبر پرتاب مي کردند . يک روز عده ای از اعيان قريش بر او حمله کردند و در اين ميان مردی به نام " عقبه بن ابی معيط " پارچه ای را به دور گردن پيغمبر ( ص ) انداخت و به سختی آن را کشيد به طوری که زندگی پيامبر ( ص ) در خطر افتاده بود . بارها اين آزارها تکرار شد . هر چه اسلام بيشتر در بين مردم گسترش مي يافت بت پرستان نيز بر آزارها و توطئه چيني های خود مي افزودند . فرزندان مسلمان مورد آزار پدران ، و برادران مسلمان از برادران مشرک خود آزار مي ديدند . جوانان حقيقت طلب که به اعتقادات خرافی و باطل پدران خود پشت پا زده بودند و به اسلام گرويده بودند به زندانها درافتادند و حتی پدران و مادران به آنها غذا نمي دادند . اما آن مسلمانان با ايمان با چشمان گود افتاده و اشک آلود و لبهای خشکيده از گرسنگی و تشنگی ، خدا را همچنان پرستش مي کردند . مشرکان زره آهنين در بر غلامان مي کردند و آنها را در ميان آفتاب داغ و روی  ريگهای تفتيده مي انداختند تا اينکه پوست بدنشان بسوزد . برخی را با آهن داغ شده مي سوزاندند و به پای بعضی طناب مي بستند و آنها را روی  ريگهای سوزان مي کشيدند . بلال غلامی بود حبشی ، اربابش او را وسط روز ، در آفتاب بسيار گرم ، روی  زمين مي انداخت و سنگهای  بزرگی را روی سينه اش مي گذاشت ولی بلال همه اين آزارها راتحمل مي کرد و پی در پی ( احد احد ) مي گفت و خدای  يگانه را ياد مي کرد . ياسر پدر عمار را با طناب به دو شتر قوی بستند و آن دو شتر را در جهت مخالف يکديگر راندند تا ياسر دو تکه شد . سميه مادر عمار را هم به وضع بسيار دردناکی شهيد کردند . اما مسلمانان پاک اعتقاد - با اين همه شکنجه ها - عاشقانه ، تا پای مرگ پيش رفتند و از ايمان به خدای يگانه دست نکشيدند

روش بت پرستان با محمد ( ص )
وقتی مشرکان از راه آزارها نتوانستند به مقصود خود برسند از راه تهديد و تطميع در آمدند ، زيرا روز به روز محمد ( ص ) در دل تمام قبايل و مردم آن ديار برای خود جايی باز مي نمود و پيروان بيشتری مي يافت . مشرکان در آغاز تصميم گرفتند دسته جمعی با " ابو طالب " عم و يگانه حامی  پيغمبر ( ص ) ملاقات کنند . پس از ديدار به ابوطالب چنين گفتند : " ابو طالب ، تو از نظر شرافت و سن بر ما برتری داری . برادر زاده تو محمد به خدايان ما ناسزا مي گويد و آيين ما و پدران ما را به بدی ياد مي کند و عقيده ما را پست و بی ارزش مي شمارد . به او بگو دست از کارهای خود بردارد و نسبت به بتهای ما سخنی که توهين آميز باشد نگويد . يا او را اختيار ما بگذار و حمايت خود را از او بردار " . مشرکان قريش وقتی احساس کردند که اسلام کم کم در بين مردم و قبايل نفوذ مي کند و آيات قرآن بر دلهای مردم مي نشيند و آنها را تحت تأثير قرار مي دهد بيش از پيش احساس خطر کردند و برای جلوگيری از اين خطر بار ديگر و بار ديگر با ابو طالب بزرگ قريش و سرور بنی هاشم ملاقات کردند و هر بار ابو طالب با نرمی و مدارا با آنها سخن گفت و قول داد که به برادر زاده اش پيغام آنها را خواهد رساند . اما پيامبر عظيم الشأن اسلام در پاسخ به عمش چنين فرمود : " عمو جان ، به خدا قسم هر گاه آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند که دست از دين خدا و تبليغ آن بردارم حاضر نمي شوم . من در اين راه يا بايد به هدف خود که گسترش اسلام است برسم يا جانم را در اين راه فدا کنم " . ابو طالب به برادرزاده اش گفت : " به خدا قسم دست از حمايت تو بر نمي دارم . مأموريت خود را به پايان برسان " . سرانجام فرعونيان مکه به خيال باطل خود ، از در تطميع در آمدند ، و پيغام دادند که ما حاضريم هر چه محمد ( ص ) بخواهد از ثروت و سلطنت و زنهای زيباروی  در اختيارش قرار دهيم ، بشرط اينکه از دين تازه و بد گفتن به بتهای ما دست بردارد. اما پيامبر ( ص ) به سخنان آنها که از افکاری  شايسته خودشان سرچشمه مي گرفت اعتنايی نکرد و از آنها خواست که به " الله " ايمان بياورند تا بر عرب و عجم سروری کنند. آنها با انديشه های محدود خود نمي توانستند قبول کنند که به جای  360بت ، فقط يک خدا را بپرستند . از اين به بعد - همانطور که گفتيم - ابو جهل و ديگران بنای آزار و اذيت پيامبر مکرم ( ص ) و ديگر مسلمانان را گذاشته و آنچه در توان داشتند در راه آزار و مسخره کردن پيامبر و مؤمنان به اسلام ، بکار بردند .

استقامت پيامبر ( ص )
با اين همه آزاری که پيامبر (ص ) از مردم مي ديد مانند کوه در برابر آنه ايستاده بود و همه جا و همه وقت و در هر مکانی که چند تن را دور يکديگر نشسته مي ديد، درباره خدا و احکام اسلام و قرآن سخن مي گفت و با آيات الهی دلها را نرم و به سوی اسلام متمايل مي ساخت . مي گفت "الله " خداوند يگانه و مالک اين جهان و آن جهان است . تنها بايد او را عبادت کرد و از او پروا داشت . همه قدرتها از خداست . ما و شما و همه ، دوباره زنده می شويم و در برابر کارهای نيک خود پاداش خواهيم داشت و در برابر کارهای زشت خود کيفر خواهيم ديد. ای مردم از گناه ، دروغ ، تهمت و دشنام بپرهيزيد. قريش آن چنان تحت تأثير آيات قرآنی قرار گرفته بودند که ناچار، برای  قضاوت از "وليد" که داور آنها در مشکلات زندگی  و ياور آنها در دشواريها بود، کمک خواستند. وليد پس از استماع آيات قرآنی به آنها چنين گفت : "من از محمد امروز سخنی شنيدم که از جنس کلام انس و جن نيست . شيرينی خاصی  دارد و زيبايی مخصوصي ، شاخسار آن پر ميوه و ريشه های  آن پر برکت است . سخنی است برجسته و هيچ سخنی از آن برجسته تر نيست ". مشرکان وقتی به حلاوت و جذابيت کلام خدا پی بردند و در برابر آن عاجز شدند، چاره کار خود را در اين ديدند که به آن کلام آسمانی تهمت "سحر و جادو" بزنند، و برای اينکه به پيامبری محمد (ص ) ايمان نياورند بنای  بهانه گيری گذاشتند. مثلا از پيامبر مي خواستند تا خدا و فرشتگان را حاضر کند! از وی مي خواستند کاخی از طلا داشته باشد يا بوستانی پر آب و درخت ! و نظاير اين حرفها. محمد (ص ) در پاسخ آنها چنين فرمود: من رسولی بيش نيستم و بدون اذن خدا نمي توانم معجزه ای بياورم

ادامه نوشته

فهرست امتحان قرآن چهارشنبه 27 آذر دانش آموزان مدرسه ی شهید ناظری

گروه اول:درس اول و صفحه ی �15�      گروه دوم:درس دوم و صفحه ی �25�گروه سوم :درس سوم    گروه چهارم: درس چهار گروه پنجم: درس پنجم   گروه :ششم :درس ششم  در روز چهارشنبه 27 آذر ماه از دانش آموزان مدرسه ی شهید ناظری امتحان گرفته می شود معلم: آقای فیروزی

 

 

 

ارگ بم

ارگ بم بزرگترین سازهٔ خشتی در جهان بود که محل آن در شهر بم در استان کرمان در جنوب شرقی ایران قرار داشت. در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲، در اثر زلزلهٔ شدیدی که شهر بم و حومهٔ آن را تحت تأثیر قرار داد، ارگ بم بدو حادثه به دلیل اهمیت آن در فهرست آثار میراث جهانی درخطر قرار گرفت و با همکاری یونسکو و بسیاری از کشورها پروژه نجات بخشی این اثر انجام شد و امروز به نام بزرگترین شهر خشتی جهان چون نگین الماس در جنوب شرق کشور می درخشد و هر روزه میزبان بازدیدکنندگان از سراسر جهان و ایران است که بعد از بازدید از دیدن این بنا بسیار خرسند هستند و رضایت دارند و مشوق دیگران برای این بنای زیبا و جهانی میشود. «بم و فضای فرهنگی آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است. این ارگ عظیم که در مسیر جادهٔ ابریشم قرار دارد سده ۵ پیش از میلاد ساخته شده‌است و تا سال ۱۸۵۰ پس از میلاد نیز همچنان مورد استفاده بود. کل بنا یک دژ بزرگ است که در قلب آن، ارگ واقع شده، اما به دلیل ظاهر پرابهت ارگ، که پر ارتفاع‌ترین قسمت مجموعه نیز به‌شمار می‌آمد، کل بنای دژ به عنوان ارگ بم نامیده می‌شود. محتویات ۱ ابعاد ۲ طراحی و ساخت ارگ ۳ امنیت ۴ تهویهٔ مطبوع ۵ زمین لرزه سال۱۳۸۲ ۶ یاری جهانی به بازسازی ارگ بم ۷ فهرست میراث در خطر ۸ جستارهای وابسته ۹ پیوند به بیرون ۱۰ پانویس ۱۱ منابع ابعاد مساحت این ارگ نزدیک به ۱۸۰٬۰۰۰ متر مربع است که با دیوارهایی به بلندی ۶ تا ۷ متر و طول ۱۸۱۵ متر احاطه شده‌است. ارگ از دو بخش جدا از هم تشکیل شده‌است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد. حدود ۶۷ برج در سطح شهر باستانی بم پراکنده شده‌است. طراحی و ساخت ارگ طرح‌ریزی و معماری ارگ از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته‌است. با توجه به شکل ظاهری کنونی ارگ می‌توان گفت طراح یا طراحان، شکل نهایی کل ساختمان و شهر را از همان قدم‌های ابتدایی مراحل ساخت، پیش‌بینی کرده بوده‌اند. در حین هر کدام از مراحل پیشرفت ساخت قسمت ساخته شده از یک شکل کامل برخوردار بوده و هر بخش اضافه می‌توانسته‌است به راحتی به قسمتهای موجود «دوخته شود». ارگ در مرکز شهر نظامی در نقطه‌ای با بهترین دید از لحاظه امنیتی قرار دارد. بخش حکومتی که در درونی‌ترین دیوار قرار گرفته و شامل دژ نظامی، عمارت چهار فصل، سربازخانه، چاه آب ۴۰ متری و اصطبل به گنجایش ۲۰۰ اسب است. بخش رعیت نشین که اطراف بخش حکومتی است و شامل ورودی اصلی شهر، مسیر اصلی متصل‌کننده ورودی شهر به دژ و بازار در امتداد آن، نزدیک به ۴۰۰ خانه و ساختمان‌های عمومی مانند مدرسه و مکان ورزش است. در میان خانه‌ها ۳ نوع مختلف وجود دارد که قابل توجه هست: *خانه‌های کوچکتر با ۲–۳ اتاق برای خانواده‌های فقیر. خانه‌های بزرگتر با ۳–۴ اتاق برای طبقهٔ متوسط جامعه، بعضی از آن‌ها ایوان هم دارد. مجلّل‌ترین خانه‌ها با اتاق‌های بیشتر که به خاطر فصلهای مختلف سال در نقاط گوناگون قرار گرفته‌اند، با یک حیاط بزرگ و یک طویله در نزدیکی برای حیوانات. تعداد این خانه‌ها در ارگ خیلی کم است. از این جمله می‌توان به خانه سیستانی‌ها و خانه یهودیان اشاره کرد. همهٔ ساختمان‌ها از آجرهای رسی پخته نشده یعنی خشت، ساخته شده‌است. ارگ بم احتمالاً پیش از زمین‌لرزهٔ ۲۰۰۳، بزرگترین مجموعه خشت و گلی جهان بوده‌است. امنیت ارگ بم در دوره ای در زمان قاجارها در محاصره بود.[۱] هنگامی که دروازه ورودی شهر بسته بود هیج حیوان یا انسانی نمی‌توانست وارد شود. ساکنان می‌توانستند زندگی خود را در دوره‌های طولانی ادامه دهند زیرا به چاه آب، باغ‌ها و حیوانات اهلی در داخل ارگ دسترسی داشتند. هنگامی که شهر نظامی ساخته شده بود ساکنان می‌توانستند در شهر بمانند و سربازان می‌توانستند از آن دفاع کنند زیرا ارگ توسط دیوارهای بلند و برج‌ها محصور بود. تهویهٔ مطبوع علاوه بر نمای برجهای نگهبانی و رئوس تزئین شدهٔ دیوارهای مرتفعِ دژ در خط افق، بادگیرهای این بنا بسیار با شکوه جلوه می‌کنند. بادگیرها ساختارهای بیرون زده‌ای از بناها هستند که برای گرفتن باد و هدایت آن به داخل بناها استفاده می‌شوند. گاهی اوقات در مسیر باد به درون ساختمان حوضچهٔ آبی را تعبیه می‌کنند تا بدین شیوه درون بنا خنک شود و گرد و خاک را بزداید. برای بناهای مختلف از انواع مختلفِ بادگیر استفاده می‌شود. برای نمونه، برای بناهای کوچکتر از بادگیرهای تک‌سازه‌ای و برای بناهای بزرگتر و مهمتر از بادگیرهای چهارسازه‌ای استفاده می‌شود تا باد را از جهات گوناگون به درون بنا هدایت کنند. زمین لرزه سال۱۳۸۲ زلزله سال ۲۰۰۳ در بم بیشتر از ۸۰ درصد ارگ را ویران کرد. به عنوان یک میراث فرهنگ جهانی خیلی از کشورها در جریان باز سازی آن شرکت کردند. ژاپن، ایتالیا و فرانسه جز کشورهایی بودند که از ابتدا همکاری کردند. ژاپن حدود ۱٫۳ میلیون دلار به ایران برای بازسازی کمک کرد، و با ارسال تجهیزات و ایجاد طرح سه‌بعدی از ارگ بم برای افزایش دقت نوسازی، این پروژه را پشتیبانی کرد. وزارت میراث و فعالیت‌های فرهنگی ایتالیا نیز با اجرای پروژه‌ای با بودجه‌ای در حدود ۵۰۰۰۰۰ یورو جهت مرمت و استحکام بخشی برج شماره یک (در گوشهٔ جنوب غربی دیوار پیرامونی شهر تاریخی) در مرمت ارگ تاریخی مشارکت کرد. این پروژه که با همکاری گروهی از کارشناسان ایتالیایی و ایرانی انجام شد در تابستان ۱۳۹۰ به پایان رسید. فرانسه با تهیه نقشه ارگ بم به ایران کمک کردند. بانک جهانی هم مبلغ زیادی پول به این پروژه کمک کرد. ارگ بم ایران پس از آن زلزله به شدت تخریب شد و از آن زمان در فهرست آثار در خطر قرار گرفت، اما با توجه به مرمت‌های انجام شده در طول سال‌های گذشته، سازمان یونسکو در تیر ماه ۱۳۹۲ ارگ بم را از فهرست آثار در خطر خارج کرد.[۲] یاری جهانی به بازسازی ارگ بم بعد ار تخریب ارگ بم بر اثر زلزله، کشورهای بسیاری به بازسازی آن کمک کردند. از جمله، ایرینا بوکووا، دبیر کل یونسکو در بازدید دوره‌ای از اماکن تاریخی ۸ اردیبهشتماه ۹۳ به بم رفت. وی گفت: «یونسکو نخستین سازمانی بود که پس از زلزله بم به این شهر آمد. من آثار تاریخی استان کرمان و بم را به خوبی می‌شناسم. در مورد ارگ بم نیز اقدامات کارشناسان آغاز شده و تا سال ۲۰۲۰[نیازمند منبع] ادامه دارد. برای جذب حمایت‌های مالی کشورهای خارجی بیش از پیش تلاش می‌کنیم و در این راستا از صندوق امانی ژاپن و سایر کشورها استفاده می‌کنیم.»[۳] ژاپن و ایتالیا نیز هر کدام یک میلیون دلار برای بازسازی ارگ بم هزینه کرده‌اند.[۴] ارگ تاریخی بم ارگ بم، بزرگ‌ترین مجموعهٔ خشت و گلی جهان فهرست میراث در خطر با زمین لرزه سال ۱۳۸۲ بسیاری از بخش‌های ارگ بم با آسیب گسترده‌ای روبرو شد تا جایی که یونسکو آن را در فهرست میراث در خطر خود جای داد. با بازسازی‌ها و مرمت‌هایی که از آن تاریخ تا سال ۱۳۹۲ انجام شد، کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در سی‌وهفتمین نشست خود اعلام کرد که این کمیته پس از بررسی پرونده ارگ بم، اصلاحات در مدیریت و نگهداری از ارگ بم و محوطه پیرامونی را مناسب تشخیص داد و به همین دلیل آن را از فهرست میراث در معرض خطر خارج کرد.[۵]

راین

راین شهری تاریخی و توریستی در استان کرمان و در دامنه کوه هزار است. این شهر مرکز بخش راین از توابع شهرستان کرمان است و در جنوب شرقی کرمان قرار گرفته‌است. شهر راین یکی از شهرهای خوش آب و هوا و ییلاقی استان کرمان محسوب می‌شود. جمعیت شهر راین بر اساس سرشماری سال نود و پنج ۱۵٬۶۷۲ نفر بوده‌است.[۲] ارگ تاریخی راین محتویات ۱ تاریخچه و وجه تسمیه ۲ جغرافیا و آب و هوا ۳ فضای سبز شهری ۴ آثار تاریخی ۵ گردشگاه‌های طبیعی ۵.۱ درختان کهنسال ۵.۲ آبشار راین ۶ صنایع دستی ۷ منابع ۸ پیوند به بیرون تاریخچه و وجه تسمیه نام این شهر در گذشته رائین بوده‌است. رائین نام یکی از سرداران بزرگ و شجاع اردشیر دوم، پادشاه ساسانی بوده‌است . رائین در لغت به معنای قنات با شیب ملایم است. این شهر در مسیر بزرگراه شرق به غرب قرار داشته و به عنوان یک منزلگاه مهم مورد توجه بوده‌است. راین با قدمت و تمدن کهن در زمان ساسانیان بواسطه قرار گرفتن در مسیر بزرگراه غرب به شرق موقعیتی مناسب داشته و یکی از مراکز دادو ستد کالا و همچنین بافت پارچه‌های ارزشمندی بوده‌است که حتی به مناطق دور مانند مصر نیز صادر می‌شد. این منطقه در گذشته یکی از مراکز ساخت صنایع دفاعی مانند شمشیر و تفنگ نیز بوده‌است. وزیری مؤلف کتاب جغرافیای کرمان، راین را چنین توصیف کرده‌است: باغستانی فسیح، مرغزاری بدیع آبش با سلسبیل برادر و هوایش با فردوس برابر. در خوبی آب وهوا همچون جنت المأوا، در صفا و فضا بی مثل و همتا. جغرافیا و آب و هوا راین در فاصله یکصد کیلومتری جنوب شرقی کرمان و بر دامنه کوه هزار قرار دارد. جمعیت این شهر بنا به سرشماری سال ۱۳۹۰ (۱۱۰۰۶) نفر است. ارتفاع شهر راین از سطح دریا ۲۲۰۱ متر است. آب و هوای راین معتدل کوهستانی است و زمستان‌های سرد و تابستان‌های خنک دارد. این شهر در دامنه کوه بلند هزار، چهارمین کوه بلند ایران قرار دارد. فضای سبز شهری پارک قائم پارک نهم دی آثار تاریخی ارگ راین: دومین بنای خشتی بزرگ جهان پس از ارگ بم با مساحت تقریبی ۲٢٬۰۰۰ متر مربع در این شهر قرار دارد. گردشگاه‌های طبیعی کوه هزار: کوه هزار چهارمین قله مرتفع ایران[۳] و مرتفع‌ترین قله جنوب ایران است. روستاهای دامنه کوه هزار، با آب و هوایی دلپذیر در فصل بهار و تابستان پذیرای میهمانان زیادی می‌باشند. مرتفع‌ترین روستای مسکونی ایران، روستای باب زنگی (درزنگی) با ارتفاع بیش از ۳۳۰۰ متر در کوه هزار قرار دارد. درختان کهنسال درختان کهنسال: در کنار مسجد جامع راین، چنارهای بسیار بزرگی با قدمت بیش از هزار سال وجود دارند. همچنین سرو چهارصد سالهٔ راین در خیابان طالقانی این شهر در مقابل حرم امامزاده زید قرار دارد. درختان بلوار افلاطون: از دیگر جاذبه‌های این شهر است که نظر هر مسافری را جلب می‌کند. وجود درختان بسیار در بلوارافلاطون است که زیبایی خاصی به آن بخشیده‌است.[۴] آبشار راین آبشار راین آبشاری در دامنه‌های کوه هزار است. این آبشار یکی از جاذبه‌های طبیعی گردشگری است.[۵] این آبشار که به نام «زر رود» هم شناخته می‌شود در ۱۴ کیلومتری جنوب غربی راین و بر دامنه‌های جبههٔ شرقی کوه هزار فرو می‌ریزد. آبشار زر رود از ریزش رودخانه‌ای پدید می‌آید که سرچشمه‌های آن در ارتفاعات بالادست و از دل دامنه‌ها و دیواره‌های برف گیر هزار همچون تاج خروس جریان می‌یابد. آبشار راین طی ۴ مرحله فرو می‌ریزد که مرحلهٔ اول ۳ متر و پس از آن ۴ متر، مرحله سوم از لبه پرتگاه تا نقطه‌ای که سنگ بزرگی در دیواره‌ها قفل شده و مرحلهٔ بعد ریزش از سنگ بزرگ تا کف سنگی حوضچهٔ آبشار و پخش آب بر دیواره سنگی شیب دار و حرکت در لابه لای بیدها و کنارهٔ دیواره بلند سنگی است. به دلیل وجود شیاری در محل ریزش آب، حرکت نمودن در پشت آبشار و لذت بردن از خنکای ذرات آب تجربه‌ای مثال زدنی را به وجود می‌آورد که این تجربه در زمستان تبدیل به یخ نوردی ساده و هیجان‌آور می‌گردد. همچنین مسیر اصلی صعود، به قله از دامنه روبروی آبشار آغاز می‌شود. مسیر حرکت تا ارتفاع ۳۲۰۰ متری در حاشیهٔ رودخانه ادامه دارد و پونه‌ها و گل‌های وحشی طول راه را در بر گرفته‌اند خاطرنشان کرد: این صحنه یکی از زیباترین و شکوهمندترین مسیرهای کوهپیمایی استان کرمان را به وجود آورده‌است. صنایع دستی شمشیر، اسلحه، قندشکن، داس، ساطور، قفل، خنجر، قیچی، انبر و همچنین تاج علم‌های عزاداری از دیگر ساخته‌های فلزکاران این منطقه‌است. صنعت قالیبافی نیز در راین رواج دارد.

اولین شخصی که در آیات الاحکام کتاب نوشت ، که بود؟

محمد بن سائب کلبی

کلمه ی سوره چند بار در قرآن به کار رفته است؟

10 بار

کوچک ترین سوره ی قرآن چه نام دارد؟

سوره ی کوثر

کوچکترین سوره ی قرآن دارای چند حرف است؟

42

بزرگترین سوره ی قرآن دارای چند حرف است؟

25500

آخرین آیه ای که بر پیامبر اکرم نازل شد ،کدام است؟

آیه 3 سوره ی مائده درباره خلافت و جانشینی حضرت علی است.

در کدام آیه قرآن مدت روز قیامت بیان شده است؟

در آیه 4 سوره ی معراج

گل یاس

یاسمن (نام علمی: Jasminum) نام یک سرده از تیره زیتونیان است. گلی است خوشبو به رنگ سفید یا زرد یا کبود؛ مخفف یاس که آن را یاسمین نیز گویند. محتویات ۱ شرح ۲ دیگر نامها ۳ خواص ۴ گونه‌ها ۵ در میان اشعار ۶ ضرب‌المثل ۷ نگارخانه ۸ منابع شرح یاس درختچه‌ای است زینتی از تیرهٔ زیتونیان، که دارای گونه‌های برافراشته یا بالارونده است، در باغ‌ها کاشته می‌شود و ارتفاعش بین دو تا سه متر است. برگ‌هایش متقابل و قلبی شکل و گل‌هایش دارای یک جام چهار قسمتی به شکل صلیب است که به یک لولهٔ نسبتاً طویل منتهی می‌شود. گل‌هایش گاهی منفرد و گاهی به صورت آرایش گرزن در انتهای شاخه قرار می‌گیرند. اصل این گیاه را از ایران می‌دانند و از آنجا به سایر نقاط دنیا برده شده‌است. گل‌های یاس بسیار معطر و به رنگ قرمز و سفید یا زرد با بنفش می‌باشد. دیگر نامها گل یاس، درخت یاس، گل لیلی، یاسمون، یاسمین، ظیان، گل هاشم، سجلاط، سمن، یاس گلدانی، شرخات. خواص از گل‌های گونه‌های معطر آن در عطرسازی استفاده می‌کنند. شاخه‌های جوان یاس دارای مغز چوبی نرمی است و ممکن است آن‌ها را توخالی کرد و از آن‌ها فلوت ساخت، یا جهت ساختن پیپ از آن‌ها استفاده نمود، ولی شاخه‌های مسن آن دارای مغز سختی است و در منبت کاری بکار رود. تحقیق‌ها نشان می‌دهد، بوی شیرین گل یاسمن به اندازهٔ والیوم آرامش بخش است و بدون هیچ عارضهٔ جانبی اعصاب را تسکین می‌دهد.[نیازمند منبع] آزمایش‌ها نشان داده که وجود این رایحه در قفس شلوغ موش‌های آزمایشگاهی باعث می‌شود که موش‌ها فعالیت خود را کاهش داده و در کنج قفس آرام بنشینند.[نیازمند منبع] گونه‌ها یاس چمپا Jasminum grandiflorum یاس رازقی Jasminum sambac یاس سفید Jasminum officinale یاس صورتی Jasminum polyanthum یاسمن پاکوتاه Jasminum humile یاسمن زمستانه Jasminum nudiflorum Jasminum abyssinicum Jasminum adenophyllum Jasminum aemulum Jasminum albicalyx Jasminum andamanicum Jasminum angolense' Jasminum angulare Jasminum angustifolium Jasminum arborescens Jasminum attenuatum Jasminum auriculatum Jasminum azoricum Jasminum bakeri Jasminum beesianum Jasminum bignoniaceum Jasminum brachyscyphum Jasminum breviflorum Jasminum calcareum Jasminum campyloneurum Jasminum choense Jasminum cinnamomifolium Jasminum craibianum Jasminum dallachii Jasminum dasyphyllum Jasminum dichotomum Jasminum didymum Jasminum dinklagei Jasminum dispermum Jasminum divaricatum Jasminum duclouxii Jasminum elegans Jasminum elongatum Jasminum flavovirens Jasminum flexile Jasminum floridum Jasminum fluminense Jasminum fruticans Jasminum fuchsiifolium Jasminum glaucum Jasminum guangxiense Jasminum hongshuihoense Jasminum kajewskii Jasminum kerstingii Jasminum lanceolarium Jasminum lasiosepalum Jasminum laurifolium Jasminum lang Jasminum leratii Jasminum longipetalum Jasminum longitubum Jasminum malabaricum Jasminum mesnyi Jasminum meyeri-johannis Jasminum microcalyx Jasminum molle Jasminum mossamedense Jasminum multiflorum Jasminum multipartitum Jasminum narcissiodorum Jasminum nardydorum Jasminum newtonii Jasminum nervosum Jasminum niloticum Jasminum nintooides Jasminum nudiflorum Jasminum obtusifolium Jasminum odoratissimum Jasminum parkeri Jasminum pauciflorum Jasminum pentaneurum Jasminum pierreanum Jasminum prainii Jasminum preussii Jasminum pubigerum Jasminum punctulatum Jasminum quinatum Jasminum rehderianum Jasminum rex Jasminum rufohirtum Jasminum schimperi Jasminum schroeterianum Jasminum seguinii Jasminum simplicifolium Jasminum sinense Jasminum stans Jasminum stenolobum Jasminum stephanense Jasminum streptopus Jasminum suavissimum Jasminum subglandulosum Jasminum subhumile Jasminum subtriplinerve Jasminum thomense Jasminum tonkinense Jasminum tortuosum Jasminum undulatum Jasminum urophyllum Jasminum verdickii Jasminum wengeri Jasminum yuanjiangense در میان اشعار حافظ: حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است ضرب‌المثل آنقدر صنم هست که یاسمن در میان گم است.

گل محمدی

گل محمدی یا گل سرخ (نام علمی: Rosa damascena) نام نوعی گل رز است که از آن گلاب می‌گیرند. این گونه از رز مقاومت بالایی در مقابل کم‌آبی دارد و در شهرهای بزرگ به خوبی رشد می‌کند. گل محمدی درختچه ای برگ‌ریز است که ارتفاع آن به ۲.۲ متر نیز می رسد و شاخه های آن با خارهای تیز و محکمی حفاظت می شود. گل‌ محمدی طیف رنگی از صورتی روشن و متوسط تا سرخ روشن دارد. این گل بومی رشته کوه‌های ایران مرکزی و البرز است.[نیازمند منبع] گل محمدی از دیرباز در ایران کشت می‌شده‌است ولی از آنجایی که عصاره و گلاب آن از دمشق به اروپا می‌رفته اروپاییان آن را رز دمشقی می‌نامیدند. گل محمدی از تیرهٔ رزاسه و قسمت قابل مصرف آن گل و غنچهٔ خشک یا تازهٔ آن است. ایران، ترکیه، هند، عربستان و افغانستان کشورهای هستند که در بخش‌های مرتبط با روغن گیری و عطر گیری از گل محمدی در حال فعالیت هستند. پیشینهٔ پرورش گل محمدی مربوط به دوران هخامنشی و در استان فارس برمی گردد که در دوران صفویه به کوهپایه‌های کاشان برده شد و در سال‌های گذشته نیز در منطقهٔ لاله زار کرمان در کوه شاه نیز کشت شد و به دلیل شرایط مناسب آن منطقه کشت گل محمدی گسترش یافته‌است.[نیازمند منبع] مزارع گل محمدی به صورت عمده در ۱۴ استان کشور وجود دارد که بیشترین سطح زیر کشت گل محمدی در کشور به ترتیب در استان‌های فارس، اصفهان، مرکزی، سمنان و کرمان و آذربایجان شرقی است.[نیازمند منبع] محتویات ۱ پیشینه ۲ گیاهشناسی ۳ محصول گل محمدی ۴ مناطق کشت ۵ گل محمدی در ایران ۶ منابع پیشینه شکسپیر و همچنین شاعر انگلیسی، توماس ریورز، در آثار خود از گل محمدی نام برده‌اند. گفته می‌شود گل محمدی در قرن سیزدهم توسط جنگجویی به نام رابرت دی بری، از سوریه به اروپا برده شد. گیاهشناسی این نوع گل سرخ، برگ‌های مرکب از ۷ و به ندرت ۹ برگچه دندانه دار دارد و به نظر می‌رسد که نوعی دو رگه ثابت از Rosa gallica و Rosa canina می‌باشد. عده‌ای آن را یک دورگه ثابت از Rosa gallica و Rosa moschata ذکر نموده‌اند. گلبرگهای آن رنگ صورتی روشن یا سفید دارد. گل محمدی درختچه‌ای دارای شاخه‌های گل دهنده تیغ دار، استوانه‌ای شکل، بدون شیار و دارای برگ‌های مرکب شانه‌ای که دارای ۵–۳ برگچه متقابل دندانه‌دار می‌باشد. رگبرگهای پشت برگ مشخص و بهم رفته، برگچه چرمی و بیضی شکل، نوک تیز به طول ۵–۳ سانتی‌متر، و روی برگ‌ها صاف و سبز و پشت آن‌ها سبز کمرنگ و دُمبرگ‌هایش خزی و نمدی است و با کرکهای غده‌ای پوشیده شده و تا انتهای جام گل کشیده شده‌است. گلها به شکل صورتی خوشرنگ با ۳۲ گلبرگ صورتی مشابه و یکدست که در اوائل صبح شروع به ظاهر شدن می‌نمایند. کاسبرگها به تعداد ۵ عدد که حداقل سه تای آن‌ها دارای زوائد بزرگی در لبه‌ها هستند. پرچم‌ها زرد رنگ به تعداد ۱۰۰ عدد در ترکیب گل وجود دارند. میوه آن پس از ریزش گلبرگها گوشتی گرد یا تخم مرغی به طول ۵/۱ سانتی‌متر که در داخل برجستگی کوزه‌ای شکل زیر گلبرگها قرار دارند. زمان بازشدن گل‌ها در اوائل اردیبهشت تا اوائل تیرماه می‌باشد؛ و در هر منطقه مدت زمان بازشدن گل‌ها ۳۰–۲۰ روز طول می‌کشد. دوام گل حداکثر یک روز بوده و بعد از آن رنگ صورتی خوشرنگ گلبرگها به سفید می‌گراید و با اندک نسیمی گلبرگها پرپر شده و می‌ریزند. محصول گل محمدی برگ خشک‌شده گل‌محمدی جهت تهیه مربا محصول عمده گل محمدی، گلاب، اسانس و گلبرگ خشک می‌باشد، که از آن‌ها در صنایع دارویی، عطرسازی، فراورده‌های بهداشتی و آرایشی و صنایع غذایی استفاده می‌شود. مصارف دارویی آن بیشتر در درمان دردهای رماتیسمی، قلبی، تقویت اعصاب و معده و رفع بعضی از سردردها بوده و در تهیه شربت مربا و در صنایع شیرینی‌سازی و تهیه بستنی نیز استفاده می‌شود. گز به همراه گل محمدی و ‍پسته عنبر گل به عنوان یکی از فراورده‌های صنعت گلابگیری، مایع سیاهی است که در پایان عملیات تقطیر همراه با تفاله گل‌ها در دیگ به جای می‌ماند و جهت درمان‌های عضلانی مناسب است. دم کرده گلبرگ‌های خشک شده اثر درمانی برای تقویت اعصاب، برطرف کردن بیماری‌های گلو و دهان است. در هندوستان موم گل محمدی، گل روغن و گل قند تهیه می‌شود. سالانه گلاب و اسانس ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و انگلستان صادر می‌گردد، مناطق کشت مناطق مورد کشت گل محمدی اغلب مناطق کوهپایه‌ای و اقالیم خشک و نیمه خشک با تابستانهای معتدل و خشک و زمستان‌های سرد می‌باشد. بزرگترین دشت گل محمدی جهان در روستاهای نوایگان و لایزنگان (از توابع داراب) با مساحت حدود ۵۰۰۰ هکتار قرار دارد که گل محمدی در آنجا به روش دیم کشت می‌شود.[نیازمند منبع]بهترین و با کیفیت‌ترین گل محمدی در مزارع شهرستان کاشان در بخش‌های برزک، جوشقان قالی، نیاسر و قمصر، برداشت می‌شوند. [نیازمند منبع] گل محمدی در ایران در ایران که ۱۳ گونه بومی گل محمدی وجود دارد، گل محمدی در ایران فقط یکبار در سال برداشت می‌شود، اما به دلیل چهار فصل بودن هوای ایران، می‌توان زمینه پرورش چنین گلهایی را در اکثر نقاط ایران فراهم کرد و از لحاظ علمی نیز امکان اصلاحِ عطر و اسانس آن گلها وجود دارد. اما کشت بافت برای حفظ گونه‌های در حال انقراض گل محمدی در ایران ضروری است، گل محمدی اگر چه در شرایط اقلیمی و طبیعی متفاوتی می‌روید، اما از نظر کیفیت باید در محیطی ویژه پرورش یابد که آب و هوای ییلاقی و نیمه خشک بهترین محیط برای کیفیت عطر آن است. این گل در دمای ۱۵ تا ۲۱ درجه هوایی بهترین رشد را دارد. اما اگر اختلاف درجه حرارت هوا در شب و روز ۵ تا ۱۰ درجه باشد، گل‌ها خوشبوتر خواهد بود.[۱] بعضی از کشورها برخی ارقام بومی گل محمدی ایرانی را برای خود برده‌اند و آنرا اصلاح و به نام خود ثبت کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان، به کشور بلغارستان و ایران اشاره کرد.[۱]

آیاتی که سجده مستحب دارند،کدامند؟

آیه 206سوره ی اعراف ، آیه 50 سوره ی نحل ، آیه 58 سوره ی مریم،آیه77سوره ی حج،آیه 26 سوره ی نمل،آیه 21 سوره انشقاق ، آیه 15 سوره ی رعد،آیه 109 سوره ی اسراء،آیه 18 سوره ی حج،آیه 60 سوره ی فرقان و آیه 24 سوره ص

به کدام آیه آیه ی تفکر میگویند؟

آیه ی 191 سوره آل عمران

چه تعداد از سوره های قرآن با اِذا شروع میشوند؟

هفت سوره ی واقعه ،منافقون،تکویر،انفطار،انشقاق،نصر و زلزال