ر
زیباترین اشعار کوتاه ، زیبا ، غمگین و عاشقانه فصل پاییز و خزان

شعر عاشقانه پاییز
آرام می آیم
و از گوشه ی لب هایت
برگ های پاییز را جارو می کنم
من گذر فصل ها را
از خطوط صورت تو می فهمم.
شعر از فرناز خان احمدی

شعر در مورد خزان
در خراب ِ غفلت آبادیم ما ، در خزان زندگی، شادیم ما
از بهاران، غافلیم و دلخوشیم ، همچنان بی حاصلیم و دلخوشیم

شعر کوتاه پاییزی
برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است . . .

اشعار ناب پاییز برگ ریز
زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت

شعر غمگین پاییزی
بیا ای همنشین سرد پاییز ، به آواهای شب هایم درآمیز
بیا ای رنگ مهتاب بلورین ، تو شعری تازه در من برانگیز

شعرهای زیبای پاییزی
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی ، به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من ، به که گویم که تو باران زمستان منی

شعر پاییزی
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی
فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم
برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است

اشعار پاییزی
یک پنجره از ابر بهارم لبریز
لبریزتر از غم غروب پاییز
در محکمه ام نوشت دنیا روزی
تبعید به غربت جنوب پاییز

شعر زیبای پاییزی
بیا ای همنشین سرد پاییز
به آواهای شب هایم درآمیز
بیا ای رنگ مهتاب بلورین
تو شعری تازه در من برانگیز

شعر غمگین پاییزی
عمر ما عاقبت ای دوست بسر خواهد رسید
باد پاییز ندانی بی خبر خواهد رسید
گل نباشیم اگر گلشن چو خارستان کنیم
بعد ما خار فراوان به ثمر خواهد رسید

شعر باران پاییزی
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون
زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون
ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست
مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست

شعر ناب پاییزی
ما را چه به مهتاب که ما تیره و تاریم
در موسم پاییز ، چونان ابر بهاریم
محبوبه و مینا به کجا ای گل مریم
ما بذر نداریم که یک لاله بکاریم
